burnup

[ایالات متحده]/bɜːnʌp/
[بریتانیا]/ˈbɝːnup/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل سوختن چیزی به طور کامل.
v. چیزی را به طور کامل سوختن.
Word Forms
جمعburnups

عبارات و ترکیب‌ها

burnup test

آزمون بسودن

burnup calculation

محاسبه بسودن

burnup rate

نرخ بسودن

burnup analysis

تجزیه و تحلیل بسودن

burnup simulation

شبیه سازی بسودن

burnup optimization

بهینه سازی بسودن

burnup model

مدل بسودن

burnup assessment

ارزیابی بسودن

burnup measurement

اندازه گیری بسودن

burnup efficiency

راندمان بسودن

جملات نمونه

after the burnup, the reactor was declared safe.

پس از سوختگی، راکتور ایمن اعلام شد.

we need to manage the burnup of our resources effectively.

ما باید به طور موثر سوختگی منابع خود را مدیریت کنیم.

the burnup rate of the material was higher than expected.

نرخ سوختگی ماده بیشتر از حد انتظار بود.

he watched the burnup of the campfire with fascination.

او با علاقه به سوختن آتش کمپ نگاه کرد.

excessive burnup can lead to safety hazards.

سوختگی بیش از حد می تواند منجر به خطرات ایمنی شود.

the engineers studied the burnup characteristics of the fuel.

مهندسان ویژگی های سوختگی سوخت را مطالعه کردند.

during the test, they monitored the burnup closely.

در طول آزمایش، آنها به دقت سوختگی را رصد کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید