burping

[ایالات متحده]/ˈbɜːrpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbɝrpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل آزاد کردن گاز از معده از طریق دهان.

عبارات و ترکیب‌ها

burping baby

نوزاد در حال قورت دادن

burping loudly

قورت دادن با صدای بلند

burping sound

صدای قورت دادن

burping up

قورت دادن بالا

burping session

جلسه قورت دادن

burping baby food

قورت دادن غذای نوزاد

burping technique

تکنیک قورت دادن

burping after meals

قورت دادن بعد از غذا

burping reflex

رفلکس قورت دادن

burping contest

مسابقه قورت دادن

جملات نمونه

he couldn't stop burping after the soda.

او بعد از نوشیدن نوشابه نمی‌توانست از دست درآوردن نفخ جلوگیری کند.

burping loudly in public is considered rude.

نفخ کردن بلند در حضور عموم بی‌ادبانه تلقی می‌شود.

she apologized for burping during dinner.

او برای نفخ کردن در هنگام شام عذرخواهی کرد.

burping can be a sign of overeating.

نفخ کردن می‌تواند نشانه پرخوری باشد.

he felt embarrassed after burping in front of his friends.

او بعد از نفخ کردن جلوی دوستانش احساس شرمندگی کرد.

burping is a natural response of the body.

نفخ کردن یک واکنش طبیعی بدن است.

she tried to hold back her burping during the meeting.

او سعی کرد از نفخ کردن در طول جلسه جلوگیری کند.

burping can sometimes indicate acid reflux.

نفخ کردن گاهی اوقات می‌تواند نشانه‌ای از برگشت اسید معده باشد.

he laughed and continued burping after the meal.

او خندید و بعد از غذا به نفخ کردن ادامه داد.

burping after drinking carbonated drinks is common.

نفخ کردن بعد از نوشیدن نوشیدنی‌های گازدار رایج است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید