burry

[ایالات متحده]/ˈbʌri/
[بریتانیا]/ˈbɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای خارهای زیاد; خاردار; وقتی صحبت می‌کند زبر به نظر می‌رسد

عبارات و ترکیب‌ها

burry treasure

دفن کردن گنج

burry the hatchet

آشتی کردن

burry secrets

دفن کردن رازها

burry feelings

دفن کردن احساسات

burry evidence

دفن کردن مدارک

burry memories

دفن کردن خاطرات

burry past

دفن کردن گذشته

burry emotions

دفن کردن احساسات

burry mistakes

دفن کردن اشتباهات

burry doubts

دفن کردن تردیدها

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید