bursar

[ایالات متحده]/'bɜːsə/
[بریتانیا]/ˈbə..sɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افسر مالی یک دانشگاه یا مؤسسه مشابه، دریافت‌کننده بورسیه
Word Forms
جمعbursars

عبارات و ترکیب‌ها

college bursar

مدیر امور مالی کالج

university bursar

مدیر امور مالی دانشگاه

school bursar

مدیر امور مالی مدرسه

جملات نمونه

Did you manage to speak to the bursar about my salary?

آیا موفق به صحبت با حسابدار در مورد حقوق من شدید؟

The bursar is responsible for managing the university's finances.

حسابدار مسئول مدیریت امور مالی دانشگاه است.

The bursar collects tuition fees from students.

حسابدار شهریه را از دانشجویان جمع آوری می کند.

The bursar keeps detailed records of all financial transactions.

حسابدار سابقه دقیقی از تمام معاملات مالی را نگه می دارد.

Students can visit the bursar's office to inquire about their account balances.

دانشجویان می توانند برای استعلام موجودی حساب خود به دفتر حسابدار مراجعه کنند.

The bursar's office processes payroll for university employees.

دفتر حسابدار حقوق دانشگاهیان را پردازش می کند.

The bursar works closely with the finance department to ensure financial compliance.

حسابدار برای اطمینان از رعایت قوانین مالی به طور نزدیک با بخش امور مالی همکاری می کند.

The bursar oversees budget planning and allocation of funds.

حسابدار بر برنامه ریزی بودجه و تخصیص بودجه نظارت می کند.

The bursar prepares financial reports for university administrators.

حسابدار گزارش های مالی را برای مدیران دانشگاه تهیه می کند.

The bursar's role is crucial in maintaining the financial health of the institution.

نقش حسابدار در حفظ سلامت مالی موسسه بسیار مهم است.

The bursar must ensure that all financial transactions are accurately recorded and accounted for.

حسابدار باید اطمینان حاصل کند که تمام معاملات مالی به طور دقیق ثبت و محاسبه شده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید