burweed

[US]/ˈbɜːrwiːd/
[UK]/ˈbɝːweɪd/

Translation

n. گیاهی با غلاف‌های دانه‌ای خاردار که به لباس و پشم حیوانات می‌چسبد.; گیاهی که دارای خار یا خارهای خاردار است.

Phrases & Collocations

burweed control

کنترل خارپشت

burweed removal

حذف خارپشت

burweed treatment

درمان خارپشت

burweed infestation

آلودگی خارپشت

burweed species

گونه‌های خارپشت

burweed growth

رشد خارپشت

burweed management

مدیریت خارپشت

burweed identification

شناسایی خارپشت

burweed prevention

جلوگیری از خارپشت

burweed problem

مشکل خارپشت

Example Sentences

burweed is often found in wetland areas.

بووِد در مناطق ساحلی و باتچه‌ای یافت می‌شود.

many farmers struggle with burweed infestations.

بسیاری از کشاورزان با آلودگی بووِد دست و پنجه نرم می‌کنند.

burweed can be harmful to livestock if ingested.

اگر بووِد خورده شود، می‌تواند برای دام‌ها مضر باشد.

controlling burweed requires proper management techniques.

کنترل بووِد نیاز به تکنیک‌های مدیریت مناسب دارد.

burweed thrives in nutrient-rich soils.

بووِد در خاک‌های غنی از مواد مغذی رشد می‌کند.

farmers often use herbicides to eliminate burweed.

کشاورزان اغلب از علف‌کش‌ها برای از بین بردن بووِد استفاده می‌کنند.

burweed can quickly spread and choke out native plants.

بووِد می‌تواند به سرعت گسترش یابد و گیاهان بومی را خفه کند.

identifying burweed early can help manage its growth.

تشخیص زودهنگام بووِد می‌تواند به مدیریت رشد آن کمک کند.

burweed is often mistaken for other similar plants.

بووِد اغلب با گیاهان مشابه دیگر اشتباه گرفته می‌شود.

research on burweed is essential for agricultural practices.

تحقیقات در مورد بووِد برای شیوه‌های کشاورزی ضروری است.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now