busby-hat style
سبک کلاه بسی
wearing a busby-hat
پوشیدن یک کلاه بسی
busby-hat collection
مجموعه کلاه بسی
new busby-hat
کلاه بسی جدید
red busby-hat
کلاه بسی قرمز
busby-hat band
نوار کلاه بسی
classic busby-hat
کلاه بسی کلاسیک
bought a busby-hat
یک کلاه بسی خریدهام
busby-hat shop
مغازه کلاه بسی
show busby-hat
نمایش کلاه بسی
he proudly wore a busby-hat at the scottish festival.
او با افتخار یک کلاه بسی در جشنواره اسکاتلندی پوشید.
the vintage busby-hat added a touch of elegance to her outfit.
کلاه بسی قدیمی به لباس او یک نمودار از زیبایی اضافه کرد.
my grandfather collected antique busby-hats from around the world.
پدربزرگ من از کلاههای بسی باستانی از سراسر جهان جمعآوری کرد.
the highland dancer's busby-hat kept slipping during the performance.
کلاه بسی رقصنده اسکاتلندی در حین اجرا مدام لغزید.
he purchased a new busby-hat for the upcoming burns night celebration.
او یک کلاه بسی جدید برای جشنبزرگی آینده خرید.
the busby-hat's feather plume swayed with each step he took.
پر دم کلاه بسی با هر گامی که او گرفت نوسان میکرد.
she carefully cleaned and restored her family's busby-hat.
او با دقت کلاه بسی خانوادهاش را تمیز کرد و به حالت اولیه بازگرداند.
the busby-hat is a traditional symbol of scottish heritage.
کلاه بسی یک نماد سنتی از وارثیت اسکاتلندی است.
he admired the intricate details of the busby-hat's design.
او جزئیات پیچیده طراحی کلاه بسی را تحسین کرد.
the museum displayed a collection of rare busby-hats.
موزه مجموعهای از کلاههای بسی نادر را نمایش داد.
she found a beautiful busby-hat at the antique market.
او یک کلاه بسی زیبایی در بازار باستانی پیدا کرد.
busby-hat style
سبک کلاه بسی
wearing a busby-hat
پوشیدن یک کلاه بسی
busby-hat collection
مجموعه کلاه بسی
new busby-hat
کلاه بسی جدید
red busby-hat
کلاه بسی قرمز
busby-hat band
نوار کلاه بسی
classic busby-hat
کلاه بسی کلاسیک
bought a busby-hat
یک کلاه بسی خریدهام
busby-hat shop
مغازه کلاه بسی
show busby-hat
نمایش کلاه بسی
he proudly wore a busby-hat at the scottish festival.
او با افتخار یک کلاه بسی در جشنواره اسکاتلندی پوشید.
the vintage busby-hat added a touch of elegance to her outfit.
کلاه بسی قدیمی به لباس او یک نمودار از زیبایی اضافه کرد.
my grandfather collected antique busby-hats from around the world.
پدربزرگ من از کلاههای بسی باستانی از سراسر جهان جمعآوری کرد.
the highland dancer's busby-hat kept slipping during the performance.
کلاه بسی رقصنده اسکاتلندی در حین اجرا مدام لغزید.
he purchased a new busby-hat for the upcoming burns night celebration.
او یک کلاه بسی جدید برای جشنبزرگی آینده خرید.
the busby-hat's feather plume swayed with each step he took.
پر دم کلاه بسی با هر گامی که او گرفت نوسان میکرد.
she carefully cleaned and restored her family's busby-hat.
او با دقت کلاه بسی خانوادهاش را تمیز کرد و به حالت اولیه بازگرداند.
the busby-hat is a traditional symbol of scottish heritage.
کلاه بسی یک نماد سنتی از وارثیت اسکاتلندی است.
he admired the intricate details of the busby-hat's design.
او جزئیات پیچیده طراحی کلاه بسی را تحسین کرد.
the museum displayed a collection of rare busby-hats.
موزه مجموعهای از کلاههای بسی نادر را نمایش داد.
she found a beautiful busby-hat at the antique market.
او یک کلاه بسی زیبایی در بازار باستانی پیدا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید