bushed out
خسته و فرسوده
bushed up
خوش تیپ
bushed around
در هم و برهم
bushed down
سرکوب شده
bushed in
وارد شده
bushed over
پوشیده شده
bushed from
دور شده از
bushed and tired
خسته و فرسوده
feeling bushed
احساس خستگی
looked bushed
خسته به نظر می رسید
i was completely bushed after the long hike.
من بعد از پیادهروی طولانی کاملاً خسته بودم.
after working overtime all week, i feel so bushed.
بعد از اضافه کاری کردن تمام هفته، من خیلی خسته احساس میکنم.
the kids were bushed after playing outside all day.
بچهها بعد از بازی کردن بیرون تمام روز، خسته بودند.
she looked bushed after the stressful meeting.
او بعد از جلسه استرسزا، خسته به نظر میرسید.
i'm feeling bushed; i need to rest.
من احساس خستگی میکنم؛ به استراحت نیاز دارم.
he was bushed from all the traveling.
او از تمام سفرها خسته شده بود.
after the marathon, she was completely bushed.
بعد از ماراتن، او کاملاً خسته بود.
they were bushed after the all-night party.
آنها بعد از مهمانی تمام شب، خسته بودند.
i'm bushed; i think i'll go to bed early tonight.
من خسته ام؛ فکر میکنم امشب زود به رختخواب بروم.
he felt bushed after a day of intense work.
او بعد از یک روز کار فشرده احساس خستگی کرد.
bushed out
خسته و فرسوده
bushed up
خوش تیپ
bushed around
در هم و برهم
bushed down
سرکوب شده
bushed in
وارد شده
bushed over
پوشیده شده
bushed from
دور شده از
bushed and tired
خسته و فرسوده
feeling bushed
احساس خستگی
looked bushed
خسته به نظر می رسید
i was completely bushed after the long hike.
من بعد از پیادهروی طولانی کاملاً خسته بودم.
after working overtime all week, i feel so bushed.
بعد از اضافه کاری کردن تمام هفته، من خیلی خسته احساس میکنم.
the kids were bushed after playing outside all day.
بچهها بعد از بازی کردن بیرون تمام روز، خسته بودند.
she looked bushed after the stressful meeting.
او بعد از جلسه استرسزا، خسته به نظر میرسید.
i'm feeling bushed; i need to rest.
من احساس خستگی میکنم؛ به استراحت نیاز دارم.
he was bushed from all the traveling.
او از تمام سفرها خسته شده بود.
after the marathon, she was completely bushed.
بعد از ماراتن، او کاملاً خسته بود.
they were bushed after the all-night party.
آنها بعد از مهمانی تمام شب، خسته بودند.
i'm bushed; i think i'll go to bed early tonight.
من خسته ام؛ فکر میکنم امشب زود به رختخواب بروم.
he felt bushed after a day of intense work.
او بعد از یک روز کار فشرده احساس خستگی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید