bramble

[ایالات متحده]/'bræmb(ə)l/
[بریتانیا]/'bræmbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درختچه خاردار

جملات نمونه

a giant bramble had overspread the path.

یک گزاف خار بزرگ مسیر را فرا گرفته بود.

she thrust through the bramble canes.

او از میان بوته‌های خار عبور کرد.

he swished at a bramble with a piece of stick.

او با یک تکه چوب به سمت خارها ضربه زد.

The brambles scratched my legs.

خارها به پاهای من خراشیدند.

the trailing lead got snarled up in a bramble bush.

سیم لخت در بوته خار گره خورد.

it was overgrown with brambles, so that I had difficulty making any progress.

اینجا با خارها پوشیده شده بود، به طوری که پیشرفت کردن برایم دشوار بود.

In the life journey with bramble and miriness in the frontage, furthermore, perhaps it occurs more “ branch roads ” and “dead ends ”.

در سفر زندگی با خار و گل آغشته در نمایشنامه، علاوه بر این، شاید بیشتر "جاده های فرعی" و "بن بست ها" رخ دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید