bushwhack trail
مسیر بدون مسیر
bushwhack route
مسیر بدون مسیر
bushwhack adventure
ماجراجویی بدون مسیر
bushwhack path
مسیر بدون مسیر
bushwhack journey
سفر بدون مسیر
bushwhack hike
پیادهروی بدون مسیر
bushwhack expedition
اکسپدیشن بدون مسیر
bushwhack experience
تجربه بدون مسیر
bushwhack escapade
فرار بدون مسیر
bushwhack exploration
اکتشاف بدون مسیر
they decided to bushwhack their way through the dense forest.
آنها تصمیم گرفتند با عبور از میان جنگل انبوه، مسیر خود را باز کنند.
the hikers used a map to bushwhack a new trail.
گردشگران از نقشه برای باز کردن یک مسیر جدید در طبیعت استفاده کردند.
we had to bushwhack to reach the hidden waterfall.
ما مجبور بودیم تا به آبشار پنهان برسیم، از میان طبیعت عبور کنیم.
he loves to bushwhack in the wilderness during summer.
او عاشق عبور از میان طبیعت در فصل تابستان است.
they planned to bushwhack through the underbrush to find the campsite.
آنها برنامهریزی کردند تا برای یافتن کمپ، از میان بوتهها عبور کنند.
to bushwhack effectively, you need good navigation skills.
برای عبور موثر از میان طبیعت، به مهارتهای مسیریابی خوب نیاز دارید.
it’s challenging to bushwhack without proper gear.
عبور از میان طبیعت بدون تجهیزات مناسب چالشبرانگیز است.
they learned how to bushwhack safely from experienced guides.
آنها از راهنمایان باتجربه یاد گرفتند که چگونه به طور ایمن از میان طبیعت عبور کنند.
during the expedition, they had to bushwhack through thick vegetation.
در طول экспедиция، آنها مجبور شدند از میان پوشش گیاهی متراکم عبور کنند.
he enjoys bushwhacking as a way to explore uncharted territories.
او از عبور از میان طبیعت به عنوان راهی برای کشف مناطق ناشناخته لذت میبرد.
bushwhack trail
مسیر بدون مسیر
bushwhack route
مسیر بدون مسیر
bushwhack adventure
ماجراجویی بدون مسیر
bushwhack path
مسیر بدون مسیر
bushwhack journey
سفر بدون مسیر
bushwhack hike
پیادهروی بدون مسیر
bushwhack expedition
اکسپدیشن بدون مسیر
bushwhack experience
تجربه بدون مسیر
bushwhack escapade
فرار بدون مسیر
bushwhack exploration
اکتشاف بدون مسیر
they decided to bushwhack their way through the dense forest.
آنها تصمیم گرفتند با عبور از میان جنگل انبوه، مسیر خود را باز کنند.
the hikers used a map to bushwhack a new trail.
گردشگران از نقشه برای باز کردن یک مسیر جدید در طبیعت استفاده کردند.
we had to bushwhack to reach the hidden waterfall.
ما مجبور بودیم تا به آبشار پنهان برسیم، از میان طبیعت عبور کنیم.
he loves to bushwhack in the wilderness during summer.
او عاشق عبور از میان طبیعت در فصل تابستان است.
they planned to bushwhack through the underbrush to find the campsite.
آنها برنامهریزی کردند تا برای یافتن کمپ، از میان بوتهها عبور کنند.
to bushwhack effectively, you need good navigation skills.
برای عبور موثر از میان طبیعت، به مهارتهای مسیریابی خوب نیاز دارید.
it’s challenging to bushwhack without proper gear.
عبور از میان طبیعت بدون تجهیزات مناسب چالشبرانگیز است.
they learned how to bushwhack safely from experienced guides.
آنها از راهنمایان باتجربه یاد گرفتند که چگونه به طور ایمن از میان طبیعت عبور کنند.
during the expedition, they had to bushwhack through thick vegetation.
در طول экспедиция، آنها مجبور شدند از میان پوشش گیاهی متراکم عبور کنند.
he enjoys bushwhacking as a way to explore uncharted territories.
او از عبور از میان طبیعت به عنوان راهی برای کشف مناطق ناشناخته لذت میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید