busing

[ایالات متحده]/ˈbuːsɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbjuːsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل حمل و نقل مردم توسط اتوبوس.؛ روش استفاده از اتوبوس‌ها برای حمل و نقل.

عبارات و ترکیب‌ها

busing system

سیستم اتوبوسرانی

busing routes

مسیرهای اتوبوسرانی

busing services

خدمات اتوبوسرانی

busing policies

خط مشی های اتوبوسرانی

busing options

گزینه های اتوبوسرانی

busing fees

هزینه های اتوبوسرانی

busing schedule

برنامه اتوبوسرانی

busing delays

تاخیرهای اتوبوسرانی

busing transfers

انتقال اتوبوسرانی

busing safety

ایمنی اتوبوسرانی

جملات نمونه

many students rely on busing to get to school.

بسیاری از دانش آموزان برای رفتن به مدرسه به اتوبوس سواری متکی هستند.

busing services have improved over the years.

خدمات اتوبوس سواری در طول سال ها بهبود یافته است.

the city is expanding its busing routes.

شهر در حال گسترش مسیرهای اتوبوس سواری خود است.

parents are concerned about the safety of busing.

والدین نگران ایمنی اتوبوس سواری هستند.

busing can be a cost-effective transportation option.

اتوبوس سواری می تواند یک گزینه حمل و نقل مقرون به صرفه باشد.

students often face delays with busing schedules.

دانش آموزان اغلب با برنامه های اتوبوس سواری با تاخیر مواجه می شوند.

there are complaints about overcrowded busing.

در مورد اتوبوس سواری بیش از حد شلوغ شکایت وجود دارد.

local authorities are reviewing the busing system.

مقامات محلی در حال بررسی سیستم اتوبوس سواری هستند.

effective busing can reduce traffic congestion.

اتوبوس سواری موثر می تواند باعث کاهش ترافیک شود.

students appreciate the convenience of busing.

دانش آموزان از راحتی اتوبوس سواری قدردانی می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید