butte

[ایالات متحده]/bʌt/
[بریتانیا]/byoot/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تپه‌ای با دیواره‌های تند یا تشکیل سنگی جدا شده با قله‌ای صاف؛ تپه یا توده‌ای از زمین که جدا شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

red butte

Butte سرخ

mesa butte

Butte صفحه ای

butte view

منظره بات

butte top

قله بات

butte landscape

مناظر بات

butte formation

تشکیل بات

butte trail

مسیر بات

butte region

منطقه بات

butte area

منطقه بات

butte summit

قله بات

جملات نمونه

the butte rose dramatically from the surrounding plains.

ناهمواری به طرز چشمگیری از دشت‌های اطراف سر برآورده بود.

we hiked to the top of the butte for a stunning view.

ما برای دیدن منظره‌ای خیره‌کننده به بالای ناهمواری پیاده‌روی کردیم.

many animals make their homes on the butte's slopes.

بسیاری از حیوانات خانه‌های خود را در دامدهای ناهمواری می‌سازند.

the butte is a popular spot for photographers.

ناهمواری یک مکان محبوب برای عکاسان است.

we could see the sunset behind the butte.

ما می‌توانستیم غروب خورشید را پشت ناهمواری ببینیم.

the butte was formed by volcanic activity.

ناهمواری در اثر فعالیت‌های آتشفشانی شکل گرفته بود.

exploring the butte revealed fascinating geological features.

کاوش در ناهمواری ویژگی‌های زمین‌شناسی جالب را نشان داد.

legends surround the ancient butte in the desert.

افسانه‌ها ناهمواری باستانی را در صحرا احاطه کرده‌اند.

the view from the butte was breathtaking.

منظره از بالای ناهمواری نفس‌گیر بود.

birds often nest on the ledges of the butte.

پرندگان اغلب در لبه‌های ناهمواری لانه می‌سازند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید