butterweeds

[ایالات متحده]/ˈbʌtərwiːdz/
[بریتانیا]/ˈbʌtərˌwids/

ترجمه

n. نوعی گیاه، که معمولاً به ragwort (Senecio jacobaea یا S. vulgaris) اشاره دارد؛ Horseweed (Lactuca canadensis)؛ نوعی گیاه با گل‌های زرد، که معمولاً در مرتع‌ها و مزارع یافت می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

butterweeds bloom

شکوفه‌های گل‌های صبرآویز

butterweeds grow

گل‌های صبرآویز رشد می‌کنند

butterweeds spread

گل‌های صبرآویز گسترش می‌یابند

butterweeds thrive

گل‌های صبرآویز شکوفا می‌شوند

butterweeds removal

حذف گل‌های صبرآویز

butterweeds control

کنترل گل‌های صبرآویز

butterweeds habitat

زیستگاه گل‌های صبرآویز

butterweeds species

گونه‌های گل‌های صبرآویز

butterweeds area

منطقه گل‌های صبرآویز

butterweeds ecosystem

اکوسیستم گل‌های صبرآویز

جملات نمونه

butterweeds often grow in disturbed areas.

سرگزی‌ها اغلب در مناطق مختل رشد می‌کنند.

farmers consider butterweeds a nuisance.

کشاورزان سرگزی‌ها را آفت‌زا می‌دانند.

butterweeds can spread quickly in fields.

سرگزی‌ها می‌توانند به سرعت در مزارع پخش شوند.

many insects are attracted to butterweeds.

حشرات زیادی به سرگزی‌ها جذب می‌شوند.

controlling butterweeds is essential for crop health.

کنترل سرگزی‌ها برای سلامت محصول ضروری است.

butterweeds can be identified by their yellow flowers.

می‌توان سرگزی‌ها را با توجه به گل‌های زردشان شناسایی کرد.

some people use butterweeds in herbal remedies.

برخی افراد از سرگزی‌ها در درمان‌های گیاهی استفاده می‌کنند.

butterweeds thrive in sunny environments.

سرگزی‌ها در محیط‌های آفتابی رشد می‌کنند.

butterweeds can compete with native plants.

سرگزی‌ها می‌توانند با گیاهان بومی رقابت کنند.

removing butterweeds can improve biodiversity.

حذف سرگزی‌ها می‌تواند تنوع زیستی را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید