button-down

[ایالات متحده]/[ˈbʌt(ə)n daʊn]/
[بریتانیا]/[ˈbʌt(ə)n daʊn]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پیراهن با یقه دکمه‌دار.
adj. با دکمه بسته شده؛ دارای یقه دکمه‌دار.
v. با دکمه بسته شود؛ آرامش کردن یا کاهش تنش.

عبارات و ترکیب‌ها

button-down shirt

پیراهن دکمه‌دار

button-down style

استایل دکمه‌دار

button-down collar

یقه دکمه‌دار

button-down look

ظاهر دکمه‌دار

button-down jacket

ژاکت دکمه‌دار

button-down blouse

بلوز دکمه‌دار

جملات نمونه

he wore a crisp, blue button-down shirt to the meeting.

او یک پیراهن دکمه‌دار آبی و اتوکشیده به جلسه پوشید.

i prefer a classic white button-down for a professional look.

من یک پیراهن دکمه‌دار سفید کلاسیک برای یک ظاهر حرفه‌ای ترجیح می‌دهم.

the fabric of the button-down was lightweight and breathable.

پارچه پیراهن دکمه‌دار سبک و قابل تنفس بود.

she paired her jeans with a striped button-down for a casual vibe.

او شلوار جین خود را با یک پیراهن دکمه‌دار راه راه برای ایجاد یک حس غیررسمی ست کرد.

he ironed his button-down meticulously before the interview.

او پیراهن دکمه‌دار خود را قبل از مصاحبه با دقت اتو کرد.

the button-down had a subtle check pattern.

پیراهن دکمه‌دار دارای یک الگوی چهارخانه ظریف بود.

i like the way the button-down fits him.

من از نحوه اندازه گیری پیراهن دکمه‌دار روی او خوشم می‌آید.

he tucked his button-down into his trousers.

او پیراهن دکمه‌دار خود را در شلوارش فرو کرد.

the store offered a wide selection of button-down shirts.

فروشگاه طیف گسترده‌ای از پیراهن‌های دکمه‌دار ارائه می‌کرد.

she unbuttoned her button-down to cool off.

او برای خنک شدن پیراهن دکمه‌دار خود را باز کرد.

he bought a new navy blue button-down for the summer.

او یک پیراهن دکمه‌دار آبی نیروی دریایی جدید برای تابستان خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید