dog collar
گردنبند سگ
shirt collar
یقه پیراهن
collarbone
استخوان ترقوه
white collar
یقه سفید
blue collar
یقه آبی
drill collar
گردن دریل
in the collar
در یقه
roll collar
یقه لوله ای
against the collar
در برابر یقه
stiff collar
یقه سفت
turn a collar down; a collar that turns down.
پایین آوردن یقه؛ یقهای که به سمت پایین میچرخد.
police collared the culprit.
پلیس متهم را دستگیر کرد.
he collared a couple of samosas.
او چند ساموسا گرفت.
an extravagant collar of prickly blue bracts.
یک یقه پر زرق و برق با برگه های آبی خاردار.
loosen your collar and tie.
یقه و کراوات خود را باز کنید.
a smashed collar bone.
استخوان ترقوه شکسته.
This stiff collar is -ling me.
این یقه سفت من را آزار میدهد.
A stiff collar may chafe your neck.
یک یقه سفت ممکن است گردن شما را اذیت کند.
The collar of his shirt was dirty.
یقهی پیراهنش کثیف بود.
My collar is only made of rabbit.
یقهی من فقط از خرگوش ساخته شده است.
The collar was cut away according to the fashion.
یقه طبق مد برش داده شد.
The jacket has a rose motif on the collar.
ژاکت دارای طرح گل رز روی یقه است.
a study based on a sample of male white-collar workers
مطالعهای بر اساس نمونهای از کارمندان مرد یقهسفید.
fussed with the collar of his coat.
با یقه کت خود ور رفت.
the collar chafed his neck.
یقه گردن او را اذیت کرد.
a suit with a velvet collar that I got as payment for being in the show.
کت و شلوار با یقه مخمل که من به عنوان دستمزد برای حضور در نمایش دریافت کردم.
his collar was rimmed with dirt.
یقهاش با خاک احاطه شده بود.
He came into the room, his overcoat collar upturned.
او وارد اتاق شد، یقه پالتوی او به سمت بالا چرخیده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید