buttressed

[ایالات متحده]/ˈbʌt.rɛst/
[بریتانیا]/ˈbʌ.trɛst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تقویت شده یا پشتیبانی شده با طاق‌های پشتی؛ مستحکم شده

عبارات و ترکیب‌ها

buttressed wall

دیوار با دیواره‌سازی

buttressed structure

ساختار با دیواره‌سازی

buttressed support

پشتیبانی با دیواره‌سازی

buttressed argument

استدلال با دیواره‌سازی

buttressed position

موقعیت با دیواره‌سازی

buttressed foundation

پایه‌ با دیواره‌سازی

buttressed claim

ادعا با دیواره‌سازی

buttressed theory

تئوری با دیواره‌سازی

buttressed framework

چارچوب با دیواره‌سازی

buttressed system

سیستم با دیواره‌سازی

جملات نمونه

the ancient walls were buttressed by strong pillars.

دیوارهای باستانی توسط ستون‌های محکم تقویت شده بودند.

her argument was buttressed by extensive research.

استدلال او با تحقیقات گسترده پشتیبانی شد.

the bridge was buttressed to withstand heavy winds.

پل برای مقاومت در برابر بادهای شدید تقویت شد.

his confidence was buttressed by years of experience.

اعتماد به نفس او با سال‌ها تجربه تقویت شد.

the theory is buttressed by numerous experiments.

این نظریه با آزمایش‌های متعدد پشتیبانی می‌شود.

the building is buttressed to prevent collapse.

ساختمان برای جلوگیری از فروپاشی تقویت شده است.

her position was buttressed by strong evidence.

موضع او با شواهد قوی پشتیبانی شد.

the policy was buttressed by public support.

این سیاست با حمایت عمومی تقویت شد.

the mountain was buttressed by natural rock formations.

کوه با سازنده‌های طبیعی سنگ تقویت شده بود.

the argument was buttressed with statistics.

استدلال با آمار تقویت شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید