buzzing

[ایالات متحده]/'bʌziŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. صدای همهمهٔ مداوم و پایین؛ پر از فعالیت پر سر و صدا
n. صدای همهمهٔ مداوم و پایین؛ صدای بلند و شلوغ
v. ایجاد صدای همهمهٔ مداوم و پایین؛ مشغول و فعال بودن به طور پر انرژی.

عبارات و ترکیب‌ها

buzzing sound

صدای وزوز

buzzing with excitement

با هیجان وزوز

buzzing bee

زبانه زنبور

جملات نمونه

the club is buzzing with excitement.

باشگاه مملو از هیجان است.

The village was buzzing with the news.

دهکده مملو از خبر بود.

The plane is buzzing the town.

هواپیما در حال پرواز بر فراز شهر است.

The department was buzzing with rumors.

دپارتمان مملو از شایعات بود.

Everyone is buzzing about.

همه در مورد آن صحبت می کنند.

her mind was buzzing with ideas.

ذهنش مملو از ایده بود.

mosquitoes were buzzing all around us.

نیش پشه ها دور ما زنگ می زد.

I remember a buzzing in my ears.

من به یاد دارم که در گوش هایم زنگ می زد.

the whole servant mahal has been buzzing with the gossip.

کل محله خدمتکار مملو از غیبت بوده است.

The flies are buzzing about.

مگس ها در حال زنگ زدن هستند.

The bees were buzzing their wings.

زنبورها بال‌های خود را وزوز می‌کردند.

The computer made a buzzing noise that she found off-putting.

کامپیوتر صدایی تولید کرد که او را آزار می داد.

a fly whose buzzing had been driving me insane.

یک مگس که زنگ آن مرا دیوانه کرده بود.

The ANN starts with simulating cerebric visual thought, and it has wide application foreworld for geological information of underground engineering,taking on strong buzzing, fuzziness, nonlinear.

ANN با شبیه سازی تفکر بصری مغزی شروع می شود و کاربردهای گسترده ای در زمینه اطلاعات زمین شناسی مهندسی زیرزمینی دارد، با زنگ قوی، تار و غیرخطی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید