bywords for excellence
واژههای کلیدی برای برتری
bywords of success
واژههای کلیدی موفقیت
bywords for quality
واژههای کلیدی کیفیت
bywords of innovation
واژههای کلیدی نوآوری
bywords for trust
واژههای کلیدی اعتماد
bywords of efficiency
واژههای کلیدی کارایی
bywords for reliability
واژههای کلیدی قابلیت اطمینان
bywords of integrity
واژههای کلیدی یکپارچگی
bywords for progress
واژههای کلیدی پیشرفت
bywords of leadership
واژههای کلیدی رهبری
his actions became bywords for dishonesty.
اقدامات او به نماد دروغگویی تبدیل شد.
in our town, hard work is a byword for success.
در شهر ما، سخت کوشی به نماد موفقیت تبدیل شده است.
her name is a byword for excellence in education.
نام او به نماد برتری در آموزش تبدیل شده است.
in literature, his style became a byword for innovation.
در ادبیات، سبک او به نماد نوآوری تبدیل شد.
in the tech world, this company is a byword for quality.
در دنیای فناوری، این شرکت به نماد کیفیت تبدیل شده است.
her dedication to charity made her a byword for generosity.
تعهد او به خیریه، او را به نماد سخاوت تبدیل کرد.
his failure was a byword for poor planning.
شکست او به نماد برنامهریزی ضعیف تبدیل شد.
in fashion, her designs are a byword for elegance.
در مد، طرح های او به نماد ظرافت تبدیل شده است.
for many, adventure is a byword for freedom.
برای بسیاری، ماجراجویی به نماد آزادی تبدیل شده است.
in the realm of sports, his name is a byword for excellence.
در دنیای ورزش، نام او به نماد برتری تبدیل شده است.
bywords for excellence
واژههای کلیدی برای برتری
bywords of success
واژههای کلیدی موفقیت
bywords for quality
واژههای کلیدی کیفیت
bywords of innovation
واژههای کلیدی نوآوری
bywords for trust
واژههای کلیدی اعتماد
bywords of efficiency
واژههای کلیدی کارایی
bywords for reliability
واژههای کلیدی قابلیت اطمینان
bywords of integrity
واژههای کلیدی یکپارچگی
bywords for progress
واژههای کلیدی پیشرفت
bywords of leadership
واژههای کلیدی رهبری
his actions became bywords for dishonesty.
اقدامات او به نماد دروغگویی تبدیل شد.
in our town, hard work is a byword for success.
در شهر ما، سخت کوشی به نماد موفقیت تبدیل شده است.
her name is a byword for excellence in education.
نام او به نماد برتری در آموزش تبدیل شده است.
in literature, his style became a byword for innovation.
در ادبیات، سبک او به نماد نوآوری تبدیل شد.
in the tech world, this company is a byword for quality.
در دنیای فناوری، این شرکت به نماد کیفیت تبدیل شده است.
her dedication to charity made her a byword for generosity.
تعهد او به خیریه، او را به نماد سخاوت تبدیل کرد.
his failure was a byword for poor planning.
شکست او به نماد برنامهریزی ضعیف تبدیل شد.
in fashion, her designs are a byword for elegance.
در مد، طرح های او به نماد ظرافت تبدیل شده است.
for many, adventure is a byword for freedom.
برای بسیاری، ماجراجویی به نماد آزادی تبدیل شده است.
in the realm of sports, his name is a byword for excellence.
در دنیای ورزش، نام او به نماد برتری تبدیل شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید