harsh epithets
هتکهای تند
derogatory epithets
هتکهای تحقیرآمیز
racial epithets
هتکهای نژادی
offensive epithets
هتکهای زننده
insulting epithets
هتکهای توهینآمیز
colorful epithets
هتکهای رنگارنگ
foul epithets
هتکهای زننده و بد
common epithets
هتکهای رایج
historical epithets
هتکهای تاریخی
literary epithets
هتکهای ادبی
she used colorful epithets to describe her favorite characters.
او از صفتهای رنگارنگ برای توصیف شخصیتهای مورد علاقه خود استفاده میکرد.
the poet's epithets added depth to the imagery in his work.
صفتهای شاعر، عمق بیشتری به تصاویر در آثار او بخشید.
in literature, epithets can enhance the emotional impact of a story.
در ادبیات، صفتها میتوانند تأثیر احساسی یک داستان را افزایش دهند.
he was known for his creative epithets that captured people's attention.
او به خاطر صفتهای خلاقانهاش که توجه مردم را جلب میکرد، شناخته میشد.
using epithets wisely can make your writing more engaging.
استفاده هوشمندانه از صفتها میتواند نوشته شما را جذابتر کند.
in ancient times, heroes were often given grand epithets.
در زمانهای قدیم، قهرمانان اغلب صفتهای باشکوهی به آنها داده میشد.
her epithets for the seasons reflected her deep appreciation for nature.
صفتهای او برای فصول، قدردانی عمیق او از طبیعت را نشان میداد.
many cultures have unique epithets for their gods and goddesses.
فرهنگهای بسیاری صفتهای منحصر به فردی برای خدایان و الهههای خود دارند.
epithets can serve to highlight a character's traits in storytelling.
صفتها میتوانند برای برجسته کردن ویژگیهای یک شخصیت در داستانسرایی مورد استفاده قرار گیرند.
he was often called by various epithets, each reflecting a different aspect of his personality.
او اغلب با صفتهای مختلف صدا میشد، که هر کدام جنبهای متفاوت از شخصیت او را نشان میداد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید