caballing for power
دستاندازی برای کسب قدرت
caballing against rivals
دستاندازی علیه رقیبان
caballing in secret
دستاندازی به صورت مخفیانه
caballing within groups
دستاندازی در داخل گروهها
caballing to influence
دستاندازی برای تأثیرگذاری
caballing for change
دستاندازی برای تغییر
caballing behind scenes
دستاندازی پشت صحنه
caballing for support
دستاندازی برای حمایت
caballing among allies
دستاندازی در میان متحدان
caballing with opponents
دستاندازی با حریفان
they were caballing in secret to influence the decision.
آنها به طور مخفیانه در حال توطئهچینی برای تأثیرگذاری بر تصمیم بودند.
the caballing of the committee members was evident.
توطئهچینی اعضای کمیته آشکار بود.
his caballing with the opposition raised suspicions.
توطئهچینی او با مخالفان باعث ایجاد سوءظن شد.
she accused them of caballing against her.
او آنها را به توطئهچینی علیه او متهم کرد.
caballing among the leaders was a common occurrence.
توطئهچینی بین رهبران یک اتفاق رایج بود.
the caballing factions created division within the group.
گروههای توطئهچینی باعث ایجاد تفرقه در گروه شدند.
they were caught caballing during the meeting.
آنها در حال توطئهچینی در طول جلسه دستگیر شدند.
caballing can undermine trust in an organization.
توطئهچینی میتواند اعتماد به یک سازمان را تضعیف کند.
he was accused of caballing with rival companies.
او به توطئهچینی با شرکتهای رقیب متهم شد.
the caballing efforts were ultimately unsuccessful.
تلاشهای توطئهچینی در نهایت بینتیجه بود.
caballing for power
دستاندازی برای کسب قدرت
caballing against rivals
دستاندازی علیه رقیبان
caballing in secret
دستاندازی به صورت مخفیانه
caballing within groups
دستاندازی در داخل گروهها
caballing to influence
دستاندازی برای تأثیرگذاری
caballing for change
دستاندازی برای تغییر
caballing behind scenes
دستاندازی پشت صحنه
caballing for support
دستاندازی برای حمایت
caballing among allies
دستاندازی در میان متحدان
caballing with opponents
دستاندازی با حریفان
they were caballing in secret to influence the decision.
آنها به طور مخفیانه در حال توطئهچینی برای تأثیرگذاری بر تصمیم بودند.
the caballing of the committee members was evident.
توطئهچینی اعضای کمیته آشکار بود.
his caballing with the opposition raised suspicions.
توطئهچینی او با مخالفان باعث ایجاد سوءظن شد.
she accused them of caballing against her.
او آنها را به توطئهچینی علیه او متهم کرد.
caballing among the leaders was a common occurrence.
توطئهچینی بین رهبران یک اتفاق رایج بود.
the caballing factions created division within the group.
گروههای توطئهچینی باعث ایجاد تفرقه در گروه شدند.
they were caught caballing during the meeting.
آنها در حال توطئهچینی در طول جلسه دستگیر شدند.
caballing can undermine trust in an organization.
توطئهچینی میتواند اعتماد به یک سازمان را تضعیف کند.
he was accused of caballing with rival companies.
او به توطئهچینی با شرکتهای رقیب متهم شد.
the caballing efforts were ultimately unsuccessful.
تلاشهای توطئهچینی در نهایت بینتیجه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید