mount

[ایالات متحده]/maʊnt/
[بریتانیا]/maʊnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. صعود کردن; سوار شدن\nvi. افزایش یافتن; بالا رفتن\nvt. اجرا کردن; حمله کردن\nn. قله برای سوار شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

mountain climbing

کوه نوردی

mountain range

کوهستان

mountaintop

قله

mountain peak

قله کوه

mount everest

کوه اورست

surface mount

مونتاژ سطحی

mount up

بالا رفتن

mount qomolangma

کوه قomolangma

mount fuji

کوه فوجی

engine mount

نگهدارنده موتور

mount olympus

کوه اولمپس

mount rushmore

راش‌مور

rubber mount

نگهدارنده لاستیکی

lens mount

نگهدارنده لنز

جملات نمونه

mount a horse; mount a platform.

سوار شدن بر اسب؛ سوار شدن بر سکو.

an excursion to Mount Etna.

یک سفر اکتشافی به کوه اتنا

mount an engine in a car.

یک موتور را در یک ماشین نصب کنید.

a mounting for a gem.

نگهدارنده برای یک جواهر.

mount stamps in an album; mount a specimen on a slide.

تمبرها را در یک آلبوم نصب کنید؛ یک نمونه را روی یک اسلاید نصب کنید.

a view of Hobart with Mount Wellington beyond.

نمایی از هوبارت با کوه ولینگتون در پس‌زمینه.

the dispersal of the crowd by mounted police.

پراکندگی جمعیت توسط پلیس سواره

Mount Pinatubo began erupting in June.

در ماه ژوئن فوران کوه پیناتوبو آغاز شد.

a wall-mounted electric heater.

هیتر برقی دیواری.

her curiosity was mounting hourly.

کنجکاوی او هر ساعت بیشتر می‌شد.

he mounted the stairs.

او از پله‌ها بالا رفت.

she was mounted on a white horse.

او سوار یک اسب سفید بود.

نمونه‌های واقعی

He mounted the bicycle and rode away.

او سوار دوچرخه شد و دور شد.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

All they know is that the attacks are mounting, and they are scared.

آنها فقط می‌دانند که حملات در حال افزایش است و آنها می‌ترسند.

منبع: VOA Standard English - Middle East

The insurance industry has certainly noticed, the losses have been mounting up.

صنعت بیمه قطعا متوجه شده است، خسارات در حال افزایش است.

منبع: TED Talks (Audio Version) February 2016 Collection

And Mrs. Tarleton so kindly lent me Nellie, so I am well mounted.

و خانم تارلتون لطفاً نلی را به من قرض داد، بنابراین من خوب سوار هستم.

منبع: Gone with the Wind

And all the prefabricated modules will begin to be mounted roughly 20 miles lower.

و تمام ماژول‌های پیش‌ساخته شروع به نصب تقریباً 20 مایل پایین‌تر خواهند کرد.

منبع: Mysteries of the Universe

She had a clipper bow, and on her foredeck was mounted a three-inch cannon.

او یک دماساز داشت و در عرشه جلوی او یک توپ سه اینچی نصب شده بود.

منبع: Stuart Little

Go to it, Ned, Commander Farragut replied. Engineer, he called, keep the pressure mounting!

برو به سمتش، ند، فرمانده فاراگوت پاسخ داد. مهندس، او گفت، فشار را افزایش دهید!

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

The beautiful gray animal stood as if waiting for his master to mount him.

حیوان خاکستری زیبا ایستاده بود انگار منتظر بود تا اربابش سوارش کند.

منبع: American Elementary School English 4

We swore an oath to mount a vigorous defense, and, yes, that includes winning.

ما سوگند خوردیم که از یک دفاع قوی حمایت کنیم و بله، این شامل برنده شدن نیز می‌شود.

منبع: The Good Place Season 2

The ships waiting to pass have now reached 150 as losses to global shipping mounted.

کشتی‌هایی که منتظر عبور هستند اکنون به 150 رسیده اند زیرا خسارات به حمل و نقل جهانی افزایش یافته است.

منبع: VOA Daily Standard March 2021 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید