saddle

[ایالات متحده]/ˈsædl/
[بریتانیا]/ˈsædl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشیمنگاهی برای سوار بر روی پشت یک اسب یا حیوان دیگر؛ نشیمنگاهی به شکل زین بر روی یک دوچرخه یا موتورسیکلت
vt. زین گذاشتن بر روی (یک حیوان)؛ بار کردن یا سنگین کردن با چیزی
vi. سوار شدن بر روی یا در یک زین

عبارات و ترکیب‌ها

saddle pad

زیرانداز اسطبل

saddle up

اسب‌سواری کن

saddle sore

زخم نشانه زین

saddlebag

کیف زین اسب

in the saddle

روی زین

saddle point

نقطه زین

for the saddle

برای زین

saddle horse

اسب زین‌دار

saddle stitching

دوخت زین

جملات نمونه

saddle sb. with a task

وظیفه دادن به کسی

The bicycle saddle is too high.

زین دوچرخه خیلی بالاست.

boosted the child into the saddle;

کودک را به زین پرتاب کرد;

They were saddled with heavy expenses.

آنها با هزینه‌های سنگین مواجه شدند.

She put the saddle on the horse's back.

او زین را روی پشت اسب گذاشت.

The bicycle saddle is too high for this child.

زین دوچرخه برای این کودک خیلی بالاست.

I had to saddle for him the first few times.

من مجبور شدم چند بار اول برای او زین کنم.

My brother as a manager was in the saddle again.

برادرم به عنوان مدیر دوباره در زین بود.

He saddled his parents with debts.

او والدینش را با بدهی مواجه کرد.

It's good to have an experienced man in the saddle again.

خوب است که دوباره یک مرد با تجربه در زین باشد.

Don't try to saddle your dirty work on me!

سعی نکنید کار کثیف خود را به من تحميل کنید!

Don't saddle me with taking the children to school again.

باز هم مرا با بردن بچه‌ها به مدرسه درگیر نکنید.

can you keep your saddle, or shall I carry you on a pillion?.

آیا زین خود را نگه می‌دارید یا می‌خواهم شما را روی زین حمل کنم؟

he's saddled with debts of $12 million.

او با بدهی 12 میلیون دلاری مواجه است.

He saddled his parents with heavy debts.

او والدینش را با بدهی سنگین مواجه کرد.

We got the order to saddle up just after dawn.

ما دستور زین‌کردن اسب‌ها را درست بعد از سپیده دم دریافت کردیم.

The horses were saddled up and ready to move.

اسب‌ها زین شده و آماده حرکت بودند.

نمونه‌های واقعی

Loosening the saddle on Mother's horse was brilliant, Fredrick.

باز کردن زین اسب مادر، ایده ای عالی بود، فردریک.

منبع: Friends Season 7

The saddle is a seat for a horse rider.

زین، محلی برای نشستن سوارکار است.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

Oh, God. Maybe it's good Lily wasn't saddled with those genes.

خدای من. شاید خوشایند باشد که لیلی با آن ژن ها باردار نشده است.

منبع: Modern Family - Season 10

He felt himself lifted by a strong arm and laid across Roger's saddle.

او احساس کرد که با یک دست قوی بلند شده و روی زین راجر قرار گرفته است.

منبع: American Original Language Arts Volume 4

And before I could think, he had the saddle on my back and the bridle on my head.

و قبل از اینکه بتوانم فکر کنم، او زین را روی کمرم و افساد را روی سرم گذاشت.

منبع: Black Steed (Selected)

Typical symptoms include decreased urinary and bowel control, decreased sexual function, and saddle anesthesia.

علائم شایع شامل کاهش کنترل ادرار و روده، کاهش عملکرد جنسی و بی حسی زین است.

منبع: Osmosis - Nerve

467. The odd man added an additional riddle to the middle of the saddle.

467. آن مرد عجیب یک معما را به وسط زین اضافه کرد.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

They might say, " Saddle up partners" !

آنها ممکن است بگویند: " زین کنید، همراهان!

منبع: VOA Slow English - Word Stories

He told Joe to saddle me and take it.

او به جو گفت مرا زین کن و ببر.

منبع: Black Steed (Selected)

Come on! Come on, cowboys. Saddle up!

بیا! بیا، کابوی ها. زین کنید!

منبع: Modern Family - Season 10

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید