cabbages

[ایالات متحده]/ˈkæbɪdʒəz/
[بریتانیا]/ˈkæb.ɪdʒiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کلم؛ سبزی سبز برگ‌دار که اغلب پخته خورده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

cabbages and kings

کاهو و پادشاهان

cabbages for sale

کاهو برای فروش

cabbages in garden

کاهو در باغ

cabbages in soup

کاهو در سوپ

cabbages and carrots

کاهو و هویج

cabbages for dinner

کاهو برای شام

cabbages on plate

کاهو روی بشقاب

cabbages in market

کاهو در بازار

cabbages in salad

کاهو در سالاد

cabbages for lunch

کاهو برای ناهار

جملات نمونه

we should buy some fresh cabbages at the market.

ما باید کمی کلم تازه از بازار بخریم.

cabbages can be used in a variety of dishes.

کلم را می توان در انواع غذاها استفاده کرد.

he grows cabbages in his backyard garden.

او کلم را در باغ پشتی خود می‌کارد.

eating cabbages is good for your health.

خوردن کلم برای سلامتی شما مفید است.

she made a delicious soup with cabbages and carrots.

او سوپ خوشمزه ای با کلم و هویج درست کرد.

cabbages are rich in vitamins and minerals.

کلم سرشار از ویتامین ها و مواد معدنی است.

we planted cabbages in rows to maximize space.

ما کلم را به صورت ردیفی کاشتیم تا فضای بیشتری داشته باشیم.

she enjoys making coleslaw with shredded cabbages.

او از درست کردن سالاد کلم با کلم خرد شده لذت می برد.

cabbages can be fermented to make kimchi.

کلم را می توان تخمیر کرد تا کیمچی درست کرد.

farmers often rotate crops with cabbages for better yields.

کشاورزان اغلب برای افزایش عملکرد، محصولات را با کلم تناوب می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید