cadasters

[ایالات متحده]/ˈkædəstər/
[بریتانیا]/kad-əs-tər/

ترجمه

n. یک رکورد عمومی از مالکیت املاک واقعی، شامل جزئیاتی مانند اندازه، ارزش و وضعیت قانونی.

عبارات و ترکیب‌ها

land cadaster

ثبت زمین

cadaster map

نقشه ثبتی

cadaster office

دفتر ثبتی

property cadaster

ثبت املاک

cadaster data

اطلاعات ثبتی

urban cadaster

ثبت شهر

cadaster survey

بررسی ثبتی

digital cadaster

ثبت دیجیتال

cadaster system

سیستم ثبتی

local cadaster

ثبت محلی

جملات نمونه

the cadaster is essential for property taxation.

ثبت اسناد برای مالیات بر دارایی ضروری است.

updating the cadaster helps maintain accurate land records.

به‌روزرسانی ثبت اسناد به حفظ سوابق دقیق زمین کمک می‌کند.

the cadaster provides information on land ownership.

ثبت اسناد اطلاعاتی در مورد مالکیت زمین ارائه می‌دهد.

surveyors use the cadaster to map land boundaries.

نقشه‌برداران از ثبت اسناد برای ترسیم حدود زمین استفاده می‌کنند.

the local government relies on the cadaster for urban planning.

دولت محلی برای برنامه‌ریزی شهری به ثبت اسناد متکی است.

accessing the cadaster can help resolve land disputes.

دسترسی به ثبت اسناد می‌تواند به حل اختلافات زمین کمک کند.

the accuracy of the cadaster is vital for real estate transactions.

دقت ثبت اسناد برای معاملات املاک بسیار مهم است.

many countries have a digital cadaster system.

بسیاری از کشورها یک سیستم دیجیتال ثبت اسناد دارند.

cadaster data is often used in environmental assessments.

داده‌های ثبت اسناد اغلب در ارزیابی‌های زیست‌محیطی استفاده می‌شود.

the cadaster helps in tracking land use changes over time.

ثبت اسناد به ردیابی تغییرات در استفاده از زمین در طول زمان کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید