cafeteria

[ایالات متحده]/ˌkæfəˈtɪəriə/
[بریتانیا]/ˌkæfəˈtɪriə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رستوران یا سالن غذاخوری خودسرویس (اغلب در فروشگاه، کارخانه یا مدرسه واقع شده است)

جملات نمونه

In the cafeteria we serve ourselves.

ما در کافه تریا خودمان را اداره می کنیم.

cafeterias serving nondescript glop.

کافه تریاهایی که غذای غیرقابل توصیف سرو می کنند.

a cafeteria-style student dining hall.

یک سالن غذاخوری دانشجویی به سبک کافه تریا.

This cafeteria serves good honest food.

این کافه تریا غذای خوب و صادقانه سرو می کند.

employers who offer cafeteria plans and other flexible programs.

کارفرمایانی که طرح های کافه تریا و سایر برنامه های انعطاف پذیر ارائه می دهند.

Student: And for lunch today, the cafeteria will be serving taco salad or hoagie sandwiches. Thank you.

دانشجو: و برای ناهار امروز، کافه تریا سالاد تاکو یا ساندویچ هوآگی سرو خواهد کرد. متشکرم.

I'll meet you in the cafeteria across the street during my coffee break.

من در کافه تریا سر خیابان در زمان استراحت قهوه با شما ملاقات خواهم کرد.

;4 catering facilities including various eateries, cafeteria, groggery;

;4 امکانات پذیرایی از جمله انواع غذاها، کافه تریا، بار.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید