buffet restaurant
رستوران بافتی
buffet lunch
ناهار بافتی
buffet dinner
شام بافتی
warren buffet
وارن بافت
breakfast buffet
بوفه صبحانه
a buffet for eighty.
میز غذا برای هشتاد نفر
a micro buffet area.
منطقه بوفه کوچک
they were buffeted by a major recession.
آنها در اثر رکود بزرگ ضرب و شنت شدند.
the daily buffets of urban civilization.
بوفههای روزانه تمدن شهری.
a ship buffeting against the wind.
کشتی که در برابر باد ضربه میخورد.
Come for cocktail and buffet next Sunday.
یکشنبه آینده برای کوکتل و بوفه بیا.
rough seas buffeted the coast.
دریاهای خشن سواحل را ضربه زدند.
he was buffeted from side to side.
او از یک طرف به طرف دیگر ضربه میخورد.
the buffeting that people are taking in lost job status.
ضرب و شنت شدنهایی که مردم در اثر از دست دادن وضعیت شغلی تجربه میکنند.
flowers buffeted by rain and wind
گلهایی که در اثر باران و باد ضرب و شنت میشوند.
We were buffeted by the wind and the rain.
ما در اثر باد و باران ضرب و شنت شدیم.
the wind wailed and buffeted the timber structure.
باد زجه میزد و سازه چوبی را ضربه میزد.
buffeted him around the face with her open palm;
دست بازش را به صورتش زد و او را ضربه زد.
The travelers were buffeted about during the rough boat ride.
مسافران در طول سفر قایق ناهموار ضرب و شنت شدند.
winds that buffeted the tent.See Synonyms at beat
بادهایی که چادر را ضربه میزدند. برای مترادفها به beat مراجعه کنید
was buffeted about from job to job by the vagaries of the economy.
به دلیل فراز و نشیبهای اقتصادی، از شغلی به شغل دیگر ضربه میخورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید