buffet

[ایالات متحده]/ˈbʊfeɪ/
[بریتانیا]/bəˈfeɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعتصاب؛ یک فروشگاه کوچک؛ یک ضربه قوی
vt. با تلاش کردن؛ به طور مکرر ضربه زدن
vi. تلاش کردن؛ با شجاعت پیش رفتن
adj. خودسرویس؛ مربوط به بوفه.

عبارات و ترکیب‌ها

buffet restaurant

رستوران بافتی

buffet lunch

ناهار بافتی

buffet dinner

شام بافتی

warren buffet

وارن بافت

breakfast buffet

بوفه صبحانه

جملات نمونه

a buffet for eighty.

میز غذا برای هشتاد نفر

a micro buffet area.

منطقه بوفه کوچک

they were buffeted by a major recession.

آنها در اثر رکود بزرگ ضرب و شنت شدند.

the daily buffets of urban civilization.

بوفه‌های روزانه تمدن شهری.

a ship buffeting against the wind.

کشتی که در برابر باد ضربه می‌خورد.

Come for cocktail and buffet next Sunday.

یکشنبه آینده برای کوکتل و بوفه بیا.

rough seas buffeted the coast.

دریاهای خشن سواحل را ضربه زدند.

he was buffeted from side to side.

او از یک طرف به طرف دیگر ضربه می‌خورد.

the buffeting that people are taking in lost job status.

ضرب و شنت شدن‌هایی که مردم در اثر از دست دادن وضعیت شغلی تجربه می‌کنند.

flowers buffeted by rain and wind

گل‌هایی که در اثر باران و باد ضرب و شنت می‌شوند.

We were buffeted by the wind and the rain.

ما در اثر باد و باران ضرب و شنت شدیم.

the wind wailed and buffeted the timber structure.

باد زجه می‌زد و سازه چوبی را ضربه می‌زد.

buffeted him around the face with her open palm;

دست بازش را به صورتش زد و او را ضربه زد.

The travelers were buffeted about during the rough boat ride.

مسافران در طول سفر قایق ناهموار ضرب و شنت شدند.

winds that buffeted the tent.See Synonyms at beat

بادهایی که چادر را ضربه می‌زدند. برای مترادف‌ها به beat مراجعه کنید

was buffeted about from job to job by the vagaries of the economy.

به دلیل فراز و نشیب‌های اقتصادی، از شغلی به شغل دیگر ضربه می‌خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید