calligraphers

[ایالات متحده]/kə'lɪgrəfɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنرمندی که در هنر خوشنویسی تخصص دارد.

جملات نمونه

The calligrapher carefully dipped his brush into ink before writing.

خوشنویس قلم خود را با دقت در جوهر فرو برد قبل از نوشتن.

She studied under a famous calligrapher to improve her skills.

او برای بهبود مهارت های خود تحت نظر یک خوشنویس مشهور تحصیل کرد.

The calligrapher's elegant strokes captured the beauty of the Chinese characters.

ضربات ظریف خوشنویس، زیبایی حروف چینی را به تصویر کشید.

Many people admire the precision and artistry of a skilled calligrapher.

بسیاری از مردم به دقت و هنر یک خوشنویس ماهر احترام می گذارند.

The calligrapher's work was displayed in an exhibition showcasing traditional Chinese art forms.

آثار خوشنویس در نمایشگاهی به نمایش گذاشته شد که اشکال هنری سنتی چینی را نشان می داد.

A calligrapher uses different styles and techniques to create unique pieces of art.

یک خوشنویس از سبک ها و تکنیک های مختلف برای ایجاد آثار هنری منحصر به فرد استفاده می کند.

The calligrapher's brush danced across the paper, creating intricate patterns of characters.

قلم خوشنویس روی کاغذ رقصید و الگوهای پیچیده ای از حروف ایجاد کرد.

The calligrapher's signature was a work of art in itself, reflecting his skill and personality.

امضای خوشنویس خود یک اثر هنری بود که نشان دهنده مهارت و شخصیت او بود.

Many calligraphers draw inspiration from nature when creating their pieces.

بسیاری از خوشنویسان هنگام خلق آثار خود از طبیعت الهام می گیرند.

The calligrapher's studio was filled with the scent of ink and the sound of brushes on paper.

اتاق کار خوشنویس پر از عطر جوهر و صدای قلم ها روی کاغذ بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید