| جمع | callownesses |
youthful callowness
سادگی و بیتجربگی جوانی
callowness of youth
سادگی و بیتجربگی جوانی
callowness in judgment
سادگی و بیتجربگی در قضاوت
callowness of experience
سادگی و بیتجربگی در تجربه
callowness in behavior
سادگی و بیتجربگی در رفتار
callowness of thought
سادگی و بیتجربگی در فکر
callowness of attitude
سادگی و بیتجربگی در نگرش
callowness in conversation
سادگی و بیتجربگی در گفتگو
callowness and naivety
سادگی و سادهدلی
callowness of perspective
سادگی و بیتجربگی در دیدگاه
his callowness was evident in his lack of experience.
بی تجربگی او در فقدان تجربه آشکار بود.
she realized her callowness after making a foolish mistake.
او پس از مرتکب شدن یک اشتباه احمقانه، بی تجربگی خود را درک کرد.
callowness can often lead to poor decision-making.
بی تجربگی اغلب میتواند منجر به تصمیمگیری ضعیف شود.
his callowness was overshadowed by his enthusiasm.
بی تجربگی او تحتالشعاع شور و اشتیاقش قرار گرفت.
with time, her callowness transformed into wisdom.
با گذشت زمان، بی تجربگی او به خرد تبدیل شد.
the callowness of youth is often misunderstood.
بی تجربگی جوانی اغلب به درستی درک نمیشود.
he spoke with a callowness that belied his age.
او با بی تجربگی صحبت کرد که با سنش همخوانی نداشت.
her callowness was a barrier to forming deep relationships.
بی تجربگی او مانعی برای ایجاد روابط عمیق بود.
they often laughed at his callowness, not realizing its seriousness.
آنها اغلب به دلیل بی تجربگی او میخندیدند، بدون اینکه متوجه اهمیت آن شوند.
overcoming callowness is part of growing up.
غلبه بر بی تجربگی بخشی از بزرگ شدن است.
youthful callowness
سادگی و بیتجربگی جوانی
callowness of youth
سادگی و بیتجربگی جوانی
callowness in judgment
سادگی و بیتجربگی در قضاوت
callowness of experience
سادگی و بیتجربگی در تجربه
callowness in behavior
سادگی و بیتجربگی در رفتار
callowness of thought
سادگی و بیتجربگی در فکر
callowness of attitude
سادگی و بیتجربگی در نگرش
callowness in conversation
سادگی و بیتجربگی در گفتگو
callowness and naivety
سادگی و سادهدلی
callowness of perspective
سادگی و بیتجربگی در دیدگاه
his callowness was evident in his lack of experience.
بی تجربگی او در فقدان تجربه آشکار بود.
she realized her callowness after making a foolish mistake.
او پس از مرتکب شدن یک اشتباه احمقانه، بی تجربگی خود را درک کرد.
callowness can often lead to poor decision-making.
بی تجربگی اغلب میتواند منجر به تصمیمگیری ضعیف شود.
his callowness was overshadowed by his enthusiasm.
بی تجربگی او تحتالشعاع شور و اشتیاقش قرار گرفت.
with time, her callowness transformed into wisdom.
با گذشت زمان، بی تجربگی او به خرد تبدیل شد.
the callowness of youth is often misunderstood.
بی تجربگی جوانی اغلب به درستی درک نمیشود.
he spoke with a callowness that belied his age.
او با بی تجربگی صحبت کرد که با سنش همخوانی نداشت.
her callowness was a barrier to forming deep relationships.
بی تجربگی او مانعی برای ایجاد روابط عمیق بود.
they often laughed at his callowness, not realizing its seriousness.
آنها اغلب به دلیل بی تجربگی او میخندیدند، بدون اینکه متوجه اهمیت آن شوند.
overcoming callowness is part of growing up.
غلبه بر بی تجربگی بخشی از بزرگ شدن است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید