callusing

[ایالات متحده]/ˈkɔːl.juː.sɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑːl.jʌs.ɪŋ/

ترجمه

n. فرایند سخت شدن یا بی‌احساس شدن؛ ناحیه‌ای ضخیم و سفت از پوست که به‌دلیل اصطکاک یا فشار مکرر ایجاد می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

callusing process

فرآیند ایجاد زگیل پوستی

callusing response

واکنش به ایجاد زگیل پوستی

callusing treatment

درمان ایجاد زگیل پوستی

callusing effect

اثرات ایجاد زگیل پوستی

callusing condition

شرایط ایجاد زگیل پوستی

callusing agent

عامل ایجاد زگیل پوستی

callusing mechanism

مکانیسم ایجاد زگیل پوستی

callusing phenomenon

پدیده ایجاد زگیل پوستی

callusing therapy

درمان‌های ایجاد زگیل پوستی

callusing prevention

جلوگیری از ایجاد زگیل پوستی

جملات نمونه

callusing can occur due to repetitive friction on the skin.

تشکیل زگیل می‌تواند ناشی از اصطکاک تکراری روی پوست باشد.

he noticed callusing on his hands from working with tools.

او متوجه زگیل روی دست‌هایش در اثر کار با ابزارها شد.

callusing is a natural response to protect the skin.

تشکیل زگیل یک پاسخ طبیعی برای محافظت از پوست است.

she applied lotion to reduce the callusing on her feet.

او کرم استفاده کرد تا زگیل روی پاهایش را کاهش دهد.

regular use of gloves can prevent callusing.

استفاده منظم از دستکش می‌تواند از تشکیل زگیل جلوگیری کند.

he is concerned about the callusing on his fingertips.

او نگران زگیل روی انگشتان دستش است.

callusing may vary in severity depending on the activity.

شدت زگیل ممکن است بسته به فعالیت متفاوت باشد.

she learned that callusing is common among musicians.

او متوجه شد که تشکیل زگیل در بین نوازندگان رایج است.

he decided to take a break to avoid further callusing.

او تصمیم گرفت استراحت کند تا از تشکیل زگیل بیشتر جلوگیری کند.

proper footwear can help minimize callusing on the feet.

کفش مناسب می‌تواند به حداقل رساندن زگیل روی پاها کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید