calorimeters

[ایالات متحده]/kælˈrɪmɪtər/
[بریتانیا]/kəˈlɔːrɪˌmɛtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که برای اندازه‌گیری مقدار حرارت جذب یا آزاد شده در یک فرآیند شیمیایی یا فیزیکی استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

calorimeter reading

خواندن کالریمتر

calorimeter test

تست کالریمتر

calorimeter calibration

کالیبراسیون کالریمتر

calorimeter measurement

اندازه‌گیری کالریمتر

calorimeter data

داده‌های کالریمتر

calorimeter experiment

آزمایش کالریمتر

calorimeter design

طراحی کالریمتر

calorimeter setup

راه‌اندازی کالریمتر

calorimeter analysis

تجزیه و تحلیل کالریمتر

calorimeter application

کاربرد کالریمتر

جملات نمونه

the calorimeter measures the heat of chemical reactions.

کالی مترها دمای واکنش‌های شیمیایی را اندازه‌گیری می‌کنند.

we used a calorimeter to determine the energy content of food.

ما از یک کالی متر برای تعیین محتوای انرژی غذا استفاده کردیم.

the calorimeter is essential for accurate thermodynamic measurements.

کالی متر برای اندازه‌گیری‌های ترمودینامیکی دقیق ضروری است.

in our lab, we calibrate the calorimeter regularly.

در آزمایشگاه ما، ما به طور منظم کالی متر را کالیبره می‌کنیم.

using a calorimeter, we can calculate the specific heat of substances.

با استفاده از یک کالی متر، می‌توانیم گرمای ویژه مواد را محاسبه کنیم.

the calorimeter provided precise data for our experiment.

کالی متر داده‌های دقیقی برای آزمایش ما ارائه داد.

she explained how a calorimeter works during the lecture.

او توضیح داد که یک کالی متر چگونه کار می‌کند در طول سخنرانی.

calorimeters can be used in both laboratory and industrial settings.

می‌توان از کالی مترها هم در محیط‌های آزمایشگاهی و هم صنعتی استفاده کرد.

we learned to use a bomb calorimeter for combustion testing.

ما یاد گرفتیم که از یک کالی متر بمب برای آزمایش‌های احتراق استفاده کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید