campsites

[ایالات متحده]/ˈkæmpsaɪts/
[بریتانیا]/ˈkämpˌsaɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان‌هایی که مردم می‌توانند در آنجا کمپ بزنند.

عبارات و ترکیب‌ها

best campsites

بهترین کمپ‌ها

nearby campsites

کمپ‌های نزدیک

family campsites

کمپ‌های خانوادگی

remote campsites

کمپ‌های دورافتاده

popular campsites

کمپ‌های محبوب

free campsites

کمپ‌های رایگان

camping campsites

کمپ‌های کمپینگ

local campsites

کمپ‌های محلی

accessible campsites

کمپ‌های قابل دسترس

scenic campsites

کمپ‌های دیدنی

جملات نمونه

many families enjoy visiting campsites during the summer.

بسیاری از خانواده‌ها از بازدید از اردوگاه‌ها در طول تابستان لذت می‌برند.

we need to book our campsites in advance to secure a spot.

ما باید اردوگاه‌های خود را از قبل رزرو کنیم تا جایگاهی را تضمین کنیم.

campsites often provide amenities like showers and restrooms.

اردوگاه‌ها اغلب امکاناتی مانند حمام و سرویس بهداشتی ارائه می‌دهند.

some campsites are located near beautiful lakes and mountains.

برخی از اردوگاه‌ها در نزدیکی دریاچه‌ها و کوه‌های زیبا واقع شده‌اند.

setting up tents is a common activity at campsites.

راه اندازی چادرها یک فعالیت رایج در اردوگاه ها است.

we made new friends while staying at the campsites.

ما در حالی که در اردوگاه‌ها اقامت داشتیم، دوستانی جدید پیدا کردیم.

it's important to follow the rules at campsites for everyone's safety.

رعایت قوانین در اردوگاه‌ها برای ایمنی همه مهم است.

some campsites offer guided tours for visitors.

برخی از اردوگاه‌ها تورهای راهنما برای بازدیدکنندگان ارائه می‌دهند.

campsites can vary in price depending on their location and facilities.

قیمت اردوگاه‌ها می‌تواند بسته به موقعیت مکانی و امکانات آن‌ها متفاوت باشد.

enjoying a campfire is a highlight of staying at campsites.

لذت بردن از آتش‌سوزی یک نقطه اوج از اقامت در اردوگاه‌ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید