cancroid ulcer
زخم کَنکروئید
cancroid lesion
ضایعه کَنکروئید
cancroid tumor
تومور کَنکروئید
cancroid growth
رشد کَنکروئید
cancroid infection
عفونت کَنکروئید
cancroid disease
بیماری کَنکروئید
cancroid treatment
درمان کَنکروئید
cancroid symptoms
علائم کَنکروئید
cancroid diagnosis
تشخیص کَنکروئید
cancroid pathology
پاتولوژی کَنکروئید
he was diagnosed with cancroid after the biopsy.
او پس از بیوپسی به سرطانگوی (cancroid) مبتلا تشخیص داده شد.
cancroid lesions can appear on the skin.
ضایعات سرطانگوی (cancroid) میتوانند روی پوست ظاهر شوند.
early detection of cancroid is crucial for treatment.
تشخیص زودهنگام سرطانگوی (cancroid) برای درمان بسیار مهم است.
cancroid is often mistaken for other skin conditions.
سرطانگوی (cancroid) اغلب با سایر بیماریهای پوستی اشتباه گرفته میشود.
patients with cancroid require regular follow-up.
بیماران مبتلا به سرطانگوی (cancroid) نیاز به پیگیری منظم دارند.
the doctor explained the symptoms of cancroid.
پزشک علائم سرطانگوی (cancroid) را توضیح داد.
cancroid can be treated with various therapies.
سرطانگوی (cancroid) را میتوان با روشهای درمانی مختلف درمان کرد.
research is ongoing to better understand cancroid.
تحقیقات برای درک بهتر سرطانگوی (cancroid) ادامه دارد.
preventive measures can help reduce the risk of cancroid.
اقدامات پیشگیرانه میتواند به کاهش خطر سرطانگوی (cancroid) کمک کند.
he is participating in a clinical trial for cancroid treatment.
او در حال حاضر در یک کارآزمایی بالینی برای درمان سرطانگوی (cancroid) شرکت دارد.
cancroid ulcer
زخم کَنکروئید
cancroid lesion
ضایعه کَنکروئید
cancroid tumor
تومور کَنکروئید
cancroid growth
رشد کَنکروئید
cancroid infection
عفونت کَنکروئید
cancroid disease
بیماری کَنکروئید
cancroid treatment
درمان کَنکروئید
cancroid symptoms
علائم کَنکروئید
cancroid diagnosis
تشخیص کَنکروئید
cancroid pathology
پاتولوژی کَنکروئید
he was diagnosed with cancroid after the biopsy.
او پس از بیوپسی به سرطانگوی (cancroid) مبتلا تشخیص داده شد.
cancroid lesions can appear on the skin.
ضایعات سرطانگوی (cancroid) میتوانند روی پوست ظاهر شوند.
early detection of cancroid is crucial for treatment.
تشخیص زودهنگام سرطانگوی (cancroid) برای درمان بسیار مهم است.
cancroid is often mistaken for other skin conditions.
سرطانگوی (cancroid) اغلب با سایر بیماریهای پوستی اشتباه گرفته میشود.
patients with cancroid require regular follow-up.
بیماران مبتلا به سرطانگوی (cancroid) نیاز به پیگیری منظم دارند.
the doctor explained the symptoms of cancroid.
پزشک علائم سرطانگوی (cancroid) را توضیح داد.
cancroid can be treated with various therapies.
سرطانگوی (cancroid) را میتوان با روشهای درمانی مختلف درمان کرد.
research is ongoing to better understand cancroid.
تحقیقات برای درک بهتر سرطانگوی (cancroid) ادامه دارد.
preventive measures can help reduce the risk of cancroid.
اقدامات پیشگیرانه میتواند به کاهش خطر سرطانگوی (cancroid) کمک کند.
he is participating in a clinical trial for cancroid treatment.
او در حال حاضر در یک کارآزمایی بالینی برای درمان سرطانگوی (cancroid) شرکت دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید