cancroids

[ایالات متحده]/ˈkæn.kroʊɪd/
[بریتانیا]/kan-kroyd/

ترجمه

n. نوعی سرطان پوست که بر روی اندام تناسلی یا مقعد رشد سخت و فلس‌دار ایجاد می‌کند.
adj. سرطانی; مانند خرچنگ

عبارات و ترکیب‌ها

cancroid ulcer

زخم کَنکروئید

cancroid lesion

ضایعه کَنکروئید

cancroid tumor

تومور کَنکروئید

cancroid growth

رشد کَنکروئید

cancroid infection

عفونت کَنکروئید

cancroid disease

بیماری کَنکروئید

cancroid treatment

درمان کَنکروئید

cancroid symptoms

علائم کَنکروئید

cancroid diagnosis

تشخیص کَنکروئید

cancroid pathology

پاتولوژی کَنکروئید

جملات نمونه

he was diagnosed with cancroid after the biopsy.

او پس از بیوپسی به سرطان‌گوی (cancroid) مبتلا تشخیص داده شد.

cancroid lesions can appear on the skin.

ضایعات سرطان‌گوی (cancroid) می‌توانند روی پوست ظاهر شوند.

early detection of cancroid is crucial for treatment.

تشخیص زودهنگام سرطان‌گوی (cancroid) برای درمان بسیار مهم است.

cancroid is often mistaken for other skin conditions.

سرطان‌گوی (cancroid) اغلب با سایر بیماری‌های پوستی اشتباه گرفته می‌شود.

patients with cancroid require regular follow-up.

بیماران مبتلا به سرطان‌گوی (cancroid) نیاز به پیگیری منظم دارند.

the doctor explained the symptoms of cancroid.

پزشک علائم سرطان‌گوی (cancroid) را توضیح داد.

cancroid can be treated with various therapies.

سرطان‌گوی (cancroid) را می‌توان با روش‌های درمانی مختلف درمان کرد.

research is ongoing to better understand cancroid.

تحقیقات برای درک بهتر سرطان‌گوی (cancroid) ادامه دارد.

preventive measures can help reduce the risk of cancroid.

اقدامات پیشگیرانه می‌تواند به کاهش خطر سرطان‌گوی (cancroid) کمک کند.

he is participating in a clinical trial for cancroid treatment.

او در حال حاضر در یک کارآزمایی بالینی برای درمان سرطان‌گوی (cancroid) شرکت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید