candlelight

[ایالات متحده]/'kænd(ə)llaɪt/
[بریتانیا]/'kændllaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوری کم‌رنگ و مصنوعی از یک شمع، زمانی از روز که شمع‌ها روشن می‌شوند، غروب.

عبارات و ترکیب‌ها

soft candlelight

شمع نرم

flickering candlelight

شمع سوسوزن

romantic candlelight dinner

شام عاشقانه با شمع

candlelight dinner

شام با شمع

جملات نمونه

crystal that sparkled in the candlelight;

کریستالی که در نور شمع می‌درخشید;

we dined by candlelight .

ما در نور شمع غذا خوردیم.

She was reading a book by candlelight.

او در حال خواندن کتابی در نور شمع بود.

Candlelight provided just the right touch.

نور شمع حس و حال مناسبی ایجاد کرد.

candlelight flickering in the dark

نور شمع در تاریکی سوسو می‌زد

candlelight flickering on the wall

نور شمع روی دیوار سوسو می‌زد

candlelight casting a warm glow

نور شمع درخششی گرم ایجاد می‌کرد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید