cankering

[ایالات متحده]/ˈkæŋ.kərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkæŋ.kər.ɪŋ/

ترجمه

v. باعث شدن یا تبدیل شدن به یک زخم؛ خوردن، تجزیه شدن یا عفونت کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

cankering doubt

شک و تردید آزاردهنده

cankering desire

تمایل آزاردهنده

cankering fear

ترس آزاردهنده

cankering thought

فکر آزاردهنده

cankering pain

درد آزاردهنده

cankering influence

تاثیر آزاردهنده

cankering guilt

گناه آزاردهنده

cankering envy

حسادت آزاردهنده

cankering resentment

نفرت آزاردهنده

cankering bitterness

تلخی آزاردهنده

جملات نمونه

the cankering doubt in his mind prevented him from making a decision.

شک و تردیدهای آزاردهنده در ذهن او از تصمیم‌گیری جلوگیری کرد.

her cankering jealousy ruined their friendship.

جلوه‌های رشک‌آمیز او دوستی آن‌ها را نابود کرد.

the cankering influence of bad company is hard to escape.

تاثیر مخرب و آزاردهنده دوستان نامناسب، رهایی از آن دشوار است.

he felt a cankering bitterness after the betrayal.

پس از خیانت، او طعم تلخ و آزاردهنده‌ای را احساس کرد.

the cankering fear of failure held her back from pursuing her dreams.

ترس آزاردهنده از شکست مانع از دنبال کردن رویاهای او شد.

years of cankering resentment eventually led to their separation.

سال‌ها کینه آزاردهنده در نهایت به جدایی آن‌ها منجر شد.

the cankering effects of neglect were evident in the garden.

اثرات مخرب و آزاردهنده بی‌توجهی در باغ آشکار بود.

she tried to overcome the cankering thoughts that plagued her.

او سعی کرد بر افکار آزاردهنده که او را آزار می‌دادند غلبه کند.

his cankering doubts about his abilities affected his performance.

شک‌های آزاردهنده او در مورد توانایی‌هایش بر عملکرد او تأثیر گذاشت.

the cankering effects of time could be seen on the old building.

اثرات مخرب و آزاردهنده زمان را می‌توان بر روی ساختمان قدیمی مشاهده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید