cannibalising

[ایالات متحده]/'kænibəlaiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گوشت هم‌نوعان خود را مصرف کردن، برای قطعات جدا کردن، کارکنان را دوباره تخصیص دادن.

جملات نمونه

Firms may also choose to cannibalise their own products by producing marginally improved products.

شرکت‌ها همچنین ممکن است انتخاب کنند که محصولات خود را با تولید محصولات بهبود یافته به میزان کم، قربانی کنند.

نمونه‌های واقعی

But exactly why they cannibalise the dead chimp is not fully understood.

اما دقیقا دلیل اینکه چرا جسد شامپانزه را می‌خورند به طور کامل درک نشده است.

منبع: BBC documentary "Our Planet"

It feared that e-lending was cannibalising print sales.

این موضوع ترسید که وام‌دهی الکترونیکی باعث کاهش فروش کتاب‌های چاپی شود.

منبع: The Economist - International

Many viewers don't see that the torso on the left is missing its lower half and was cannibalised.

بسیاری از بینندگان متوجه نمی‌شوند که نیمه بالایی بدن در سمت چپ، قسمت تحتانی خود را ندارد و خورده شده است.

منبع: Secrets of Masterpieces

It's not going to cannibalise Alphabet's core business.

این باعث نمی‌شود که Alphabet کسب و کار اصلی خود را از بین ببرد.

منبع: Financial Times Podcast

I mean, Alphabet is kind of trying to cannibalise its own business; that's quite strange.

منظورم این است که Alphabet سعی می‌کند کسب و کار خود را از بین ببرد؛ این بسیار عجیب است.

منبع: Financial Times Podcast

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید