canonists

[ایالات متحده]/ˈkænənɪst/
[بریتانیا]/ˈkænənɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عالم حقوق مذهبی یا حقوق کلیسایی؛ متخصص در حقوق کلیسا یا صومعه.؛ عضوی از مکتب فکری معروف به حقوق کلیسایی.

عبارات و ترکیب‌ها

canonist authority

اختیارۀ قانون‌شناس

canonist perspective

دیدگاه قانون‌شناس

canonist principles

اصول قانون‌شناس

canonist interpretation

تفسیر قانون‌شناس

canonist tradition

سنّت قانون‌شناس

canonist doctrine

عقیدۀ قانون‌شناس

canonist text

متن قانون‌شناس

canonist role

نقش قانون‌شناس

canonist ethics

اخلاق قانون‌شناس

canonist law

قانون قانون‌شناس

جملات نمونه

the canonist provided valuable insights on church law.

کانونیست بینش‌های ارزشمندی در مورد قوانین کلیسا ارائه داد.

as a canonist, she specializes in ecclesiastical law.

به عنوان یک کانونیست، او در قانون کلیسایی تخصص دارد.

the canonist argued for the reform of outdated regulations.

کانونیست از اصلاح مقررات قدیمی دفاع کرد.

many canonists attended the conference on religious law.

بسیاری از کانونیست‌ها در کنفرانس قانون مذهبی شرکت کردند.

the canonist's interpretation of the text was widely accepted.

تفسیر کانونیست از متن به طور گسترده پذیرفته شد.

he became a canonist after years of study in theology.

او پس از سال‌ها تحصیل در الهیات به یک کانونیست تبدیل شد.

canonists often debate the implications of new church policies.

کانونیست‌ها اغلب پیامدهای سیاست‌های جدید کلیسا را مورد بحث قرار می‌دهند.

the canonist wrote a comprehensive guide on church governance.

کانونیست یک راهنمای جامع در مورد اداره کلیسا نوشت.

her role as a canonist involves advising church leaders.

نقش او به عنوان یک کانونیست شامل مشورت با رهبران کلیسا است.

understanding canon law is essential for every canonist.

درک قانون کانن برای هر کانونیست ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید