| جمع | capeks |
i feel very capek after working for twelve hours straight.
من بعد از کار کردن به مدت دوازده ساعت به طور مستمر بسیار خسته شدم.
the long meeting made everyone feel capek and bored.
جلسه طولانی باعث شد که همه خسته و خسته شوند.
don't get too capek; take a break if you need to.
خیلی خسته نشوید؛ اگر نیاز دارید، استراحت کنید.
she was so capek that she fell asleep immediately.
او به اندازهای خسته بود که فورا به خواب رفت.
his eyes were capek from staring at the computer screen all day.
چشمان او به دلیل نگاه کردن به صفحه کامپیوتر تمام روز خسته شده بود.
traveling can be exciting, but it also makes you physically capek.
سفر میتواند جالب باشد، اما باعث خستگی جسمی نیز میشود.
i am mentally capek from solving these difficult math problems.
من به دلیل حل این مسائل ریاضی دشوار به طور روانی خسته شدهام.
the doctor said he was just capek and needed rest.
دکتر گفت او فقط خسته بود و به استراحت نیاز دارد.
are you capek of listening to the same song over and over?
آیا از گوش دادن به یک آهنگ به طور مکرر خسته شدهاید؟
he looked capek and worn out after the marathon.
او پس از ماراتون به نظر میرسید خسته و خسته شده است.
being capek is a sign that you need to slow down.
خستگی نشانهای است که باید کمتر سرعت بگیرید.
even though i am capek, i must finish this report tonight.
حتی اگر من خستهام، باید این گزارش را امروز شب تمام کنم.
i feel very capek after working for twelve hours straight.
من بعد از کار کردن به مدت دوازده ساعت به طور مستمر بسیار خسته شدم.
the long meeting made everyone feel capek and bored.
جلسه طولانی باعث شد که همه خسته و خسته شوند.
don't get too capek; take a break if you need to.
خیلی خسته نشوید؛ اگر نیاز دارید، استراحت کنید.
she was so capek that she fell asleep immediately.
او به اندازهای خسته بود که فورا به خواب رفت.
his eyes were capek from staring at the computer screen all day.
چشمان او به دلیل نگاه کردن به صفحه کامپیوتر تمام روز خسته شده بود.
traveling can be exciting, but it also makes you physically capek.
سفر میتواند جالب باشد، اما باعث خستگی جسمی نیز میشود.
i am mentally capek from solving these difficult math problems.
من به دلیل حل این مسائل ریاضی دشوار به طور روانی خسته شدهام.
the doctor said he was just capek and needed rest.
دکتر گفت او فقط خسته بود و به استراحت نیاز دارد.
are you capek of listening to the same song over and over?
آیا از گوش دادن به یک آهنگ به طور مکرر خسته شدهاید؟
he looked capek and worn out after the marathon.
او پس از ماراتون به نظر میرسید خسته و خسته شده است.
being capek is a sign that you need to slow down.
خستگی نشانهای است که باید کمتر سرعت بگیرید.
even though i am capek, i must finish this report tonight.
حتی اگر من خستهام، باید این گزارش را امروز شب تمام کنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید