capelins

[ایالات متحده]/ˈkæpəlɪn/
[بریتانیا]/ˈkæpəˌlɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ماهی کوچک از خانواده کپلین، که اغلب به عنوان طعمه یا برای مصرف انسانی استفاده می‌شود؛ همچنین به عنوان "اسمولت" شناخته می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

capelin fish

ماهی کاپلین

capelin season

فصل کاپلین

capelin roe

تخم کاپلین

capelin harvest

صید کاپلین

capelin run

موج کاپلین

capelin population

جمعیت کاپلین

capelin fishing

صید ماهی کاپلین

capelin market

بازار کاپلین

capelin oil

روغن کاپلین

capelin bait

طعمه کاپلین

جملات نمونه

capelin are a vital food source for many marine animals.

راس ماهی‌ها منبع غذایی حیاتی برای بسیاری از حیوانات دریایی هستند.

fishermen often catch capelin during the spawning season.

ماهیگیران اغلب در فصل تخم‌ریزی راس ماهی را صید می‌کنند.

capelin can be found in cold ocean waters.

راس ماهی را می‌توان در آب‌های اقیانوس سرد یافت.

many birds rely on capelin as a main part of their diet.

بسیاری از پرندگان برای تغذیه خود به راس ماهی متکی هستند.

capelin fishing is an important industry in some coastal regions.

صید راس ماهی یک صنعت مهم در برخی مناطق ساحلی است.

during the summer, capelin migrate to spawn.

در طول تابستان، راس ماهی برای تخم‌ریزی مهاجرت می‌کند.

capelin are often used as bait for larger fish.

اغلب از راس ماهی به عنوان طعمه برای ماهی‌های بزرگتر استفاده می‌شود.

many cultures have traditional recipes that include capelin.

فرهنگ‌های بسیاری دستورالعمل‌های سنتی دارند که شامل راس ماهی می‌شود.

capelin are known for their silver color and small size.

راس ماهی به دلیل رنگ نقره‌ای و اندازه کوچک خود شناخته شده است.

scientists study capelin populations to assess ocean health.

دانشمندان برای ارزیابی سلامت اقیانوس، جمعیت راس ماهی را مطالعه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید