carboy

[ایالات متحده]/ˈkɑːr.bɔɪ/
[بریتانیا]/ˈkɑːr.boʊi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بطری شیشه‌ای با گردن باریک، که اغلب برای نگهداری مواد شیمیایی یا مایعات استفاده می‌شود؛ یک بطری شیشه‌ای بزرگ که برای حفاظت با بافت یا چوب پوشیده شده است.
Word Forms
جمعcarboys

عبارات و ترکیب‌ها

glass carboy

بطری شیشه‌ای

plastic carboy

بطری پلاستیکی

empty carboy

بطری خالی

filled carboy

بطری پر

carboy cap

درب بطری

carboy handle

دسته بطری

carboy fermentation

تخمیر بطری

carboy storage

ذخیره‌سازی بطری

carboy cleaning

تمیز کردن بطری

carboy transfer

انتقال بطری

جملات نمونه

the scientist filled the carboy with distilled water.

دانشمند بطری را با آب مقطر پر کرد.

we need a carboy to store the fermentation liquid.

ما به یک بطری برای ذخیره مایع تخمیر نیاز داریم.

he carefully cleaned the carboy before use.

او قبل از استفاده بطری را با دقت تمیز کرد.

the carboy is made of glass for better visibility.

بطری از جنس شیشه است تا دید بهتری داشته باشد.

make sure to secure the cap on the carboy tightly.

مطمئن شوید که درب بطری را محکم ببندید.

they transported the carboy carefully to avoid spills.

آنها بطری را با دقت حمل کردند تا از ریختن آن جلوگیری شود.

you can use a carboy for brewing beer at home.

می توانید از یک بطری برای دم کشیدن آبجو در خانه استفاده کنید.

the carboy holds up to five gallons of liquid.

بطری تا پنج گالن مایع را در خود جای می دهد.

after fermentation, transfer the liquid to a clean carboy.

پس از تخمیر، مایع را به یک بطری تمیز منتقل کنید.

he labeled the carboy to indicate its contents.

او بر روی بطری برچسب زد تا محتویات آن را نشان دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید