| جمع | cardsharps |
cardsharp player
بازیکن حرفهای
cardsharp tricks
ترفندهای حرفهای
cardsharp skills
مهارتهای حرفهای
cardsharp tactics
تاکتیکهای حرفهای
cardsharp techniques
تکنیکهای حرفهای
cardsharp games
بازیهای حرفهای
cardsharp methods
روشهای حرفهای
cardsharp strategies
استراتژیهای حرفهای
cardsharp expert
متخصص حرفهای
cardsharp dealer
معاملهگر حرفهای
the cardsharp was caught cheating at the poker table.
کارتباز حرفهای هنگام تقلب در بازی پوکر دستگیر شد.
he learned the tricks of a cardsharp from an early age.
او از سنین پایینتر حقهبازیها را از یک کارتباز حرفهای آموخت.
many people fell victim to the cardsharp's schemes.
بسیاری از افراد قربانی نقشههای کارتباز حرفهای شدند.
she suspected that he was a cardsharp after losing so much money.
او پس از باختن مقدار زیادی پول مشکوک شد که او یک کارتباز حرفهای است.
the cardsharp's reputation preceded him wherever he went.
شهرت کارتباز حرفهای پیش از او به هر کجا که میرفت، وجود داشت.
he tried to expose the cardsharp during the game.
او سعی کرد در حین بازی کارتباز حرفهای را افشا کند.
cardsharping is illegal in many places.
کارتبازی حرفهای در بسیاری از مکانها غیرقانونی است.
the cardsharp used sleight of hand to deceive his opponents.
کارتباز حرفهای از شعبدهبازی برای فریب دادن حریفانش استفاده کرد.
she felt uneasy playing against a known cardsharp.
او در برابر یک کارتباز حرفهای احساس ناخوشایندی کرد.
the cardsharp's tactics were difficult to detect.
حقهبازیهای کارتباز حرفهای تشخیص دشواری داشتند.
cardsharp player
بازیکن حرفهای
cardsharp tricks
ترفندهای حرفهای
cardsharp skills
مهارتهای حرفهای
cardsharp tactics
تاکتیکهای حرفهای
cardsharp techniques
تکنیکهای حرفهای
cardsharp games
بازیهای حرفهای
cardsharp methods
روشهای حرفهای
cardsharp strategies
استراتژیهای حرفهای
cardsharp expert
متخصص حرفهای
cardsharp dealer
معاملهگر حرفهای
the cardsharp was caught cheating at the poker table.
کارتباز حرفهای هنگام تقلب در بازی پوکر دستگیر شد.
he learned the tricks of a cardsharp from an early age.
او از سنین پایینتر حقهبازیها را از یک کارتباز حرفهای آموخت.
many people fell victim to the cardsharp's schemes.
بسیاری از افراد قربانی نقشههای کارتباز حرفهای شدند.
she suspected that he was a cardsharp after losing so much money.
او پس از باختن مقدار زیادی پول مشکوک شد که او یک کارتباز حرفهای است.
the cardsharp's reputation preceded him wherever he went.
شهرت کارتباز حرفهای پیش از او به هر کجا که میرفت، وجود داشت.
he tried to expose the cardsharp during the game.
او سعی کرد در حین بازی کارتباز حرفهای را افشا کند.
cardsharping is illegal in many places.
کارتبازی حرفهای در بسیاری از مکانها غیرقانونی است.
the cardsharp used sleight of hand to deceive his opponents.
کارتباز حرفهای از شعبدهبازی برای فریب دادن حریفانش استفاده کرد.
she felt uneasy playing against a known cardsharp.
او در برابر یک کارتباز حرفهای احساس ناخوشایندی کرد.
the cardsharp's tactics were difficult to detect.
حقهبازیهای کارتباز حرفهای تشخیص دشواری داشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید