caribs

[ایالات متحده]/ˈkærɪb/
[بریتانیا]/ˈkærɪb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساکن بومی منطقه کارائیب، که معمولاً به مردم بومی آنتیل‌های بزرگ و آنتیل‌های کوچک اشاره دارد.; زبان کاریب، که توسط مردم کاریب صحبت می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

carib hunting

شکار گوزن کاریب

carib migration

مهاجرت گوزن کاریب

carib population

جمعیت گوزن کاریب

carib habitat

زیستگاه گوزن کاریب

carib meat

گوشت گوزن کاریب

carib tracks

ردپای گوزن کاریب

carib antlers

شاخ‌های گوزن کاریب

carib herd

گله گوزن کاریب

carib skin

پوست گوزن کاریب

carib conservation

حفظ و نگهداری گوزن کاریب

جملات نمونه

the carib is known for its impressive migration patterns.

کاریب به دلیل الگوهای مهاجرت چشمگیرش شناخته شده است.

many indigenous cultures rely on the carib for sustenance.

بسیاری از فرهنگ‌های بومی برای تامین معاش به کاریب متکی هستند.

carib antlers are often used in traditional crafts.

شاخش‌های کاریب اغلب در صنایع دستی سنتی استفاده می‌شوند.

during winter, the carib can be found in large herds.

در طول زمستان، کاریب را می‌توان در گروه‌های بزرگ یافت.

carib hunting is an important cultural practice.

شکار کاریب یک عمل فرهنگی مهم است.

the carib's fur provides warmth in cold climates.

پوست کاریب گرما را در آب و هوای سرد فراهم می‌کند.

carib meat is a staple in many northern diets.

گوشت کاریب در بسیاری از رژیم‌های غذایی شمال رایج است.

researchers study the carib to understand climate change effects.

محققان کاریب را برای درک اثرات تغییرات آب و هوایی مطالعه می‌کنند.

carib populations are threatened by habitat loss.

جمعیت کاریب به دلیل از دست دادن زیستگاه در معرض خطر قرار دارد.

the carib plays a vital role in its ecosystem.

کاریب نقش حیاتی در اکوسیستم خود ایفا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید