cariess

[ایالات متحده]/kəˈriːz/
[بریتانیا]/-riːz/

ترجمه

n. پوسیدگی دندان‌ها یا استخوان‌ها؛ زخم استخوان

عبارات و ترکیب‌ها

cariess prevention

پیشگیری از پوسیدگی دندان

cariess treatment

درمان پوسیدگی دندان

cariess risk

خطر پوسیدگی دندان

cariess diagnosis

تشخیص پوسیدگی دندان

cariess management

مدیریت پوسیدگی دندان

cariess symptoms

علائم پوسیدگی دندان

cariess causes

علت های پوسیدگی دندان

cariess control

کنترل پوسیدگی دندان

cariess awareness

آگاهی از پوسیدگی دندان

cariess examination

معاینه پوسیدگی دندان

جملات نمونه

she has a lot of caries in her teeth.

او تعداد زیادی پوسیدگی در دندان‌هایش دارد.

regular dental check-ups can help prevent caries.

معاینات دندپزشکی منظم می‌تواند به پیشگیری از پوسیدگی دندان کمک کند.

he was treated for multiple caries last week.

هفته گذشته تحت درمان چندین پوسیدگی دندان قرار گرفت.

children are more prone to caries than adults.

کودکان بیشتر از بزرگسالان در معرض پوسیدگی دندان هستند.

brushing twice a day helps reduce the risk of caries.

مسواک زدن دو بار در روز به کاهش خطر پوسیدگی دندان کمک می‌کند.

fluoride toothpaste can help protect against caries.

خمیر دندان حاوی فلوراید می‌تواند به محافظت در برابر پوسیدگی دندان کمک کند.

diet plays a significant role in the development of caries.

رژیم غذایی نقش مهمی در ایجاد پوسیدگی دندان دارد.

she was advised to avoid sugary snacks to prevent caries.

به او توصیه شد تا از خوردن میان وعده‌های شیرین برای جلوگیری از پوسیدگی دندان خودداری کند.

early detection of caries can save your teeth.

تشخیص زودهنگام پوسیدگی دندان می‌تواند دندان‌های شما را نجات دهد.

flossing daily can help prevent caries between teeth.

استفاده روزانه از نخ دندان می‌تواند به پیشگیری از پوسیدگی دندان بین دندان‌ها کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید