carpals

[ایالات متحده]/ˈkɑːrpəlz/
[بریتانیا]/ˈkɑːrpəlˌz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استخوان‌های کوچک مچ دست.

عبارات و ترکیب‌ها

carpals fracture

شکستگی مچ دست

carpals pain

درد مچ دست

carpals injury

آسیب مچ دست

carpals syndrome

سندرم مچ دست

carpals mobility

تحرک مچ دست

carpals alignment

تراز مچ دست

carpals anatomy

آناتومی مچ دست

carpals surgery

جراحی مچ دست

carpals examination

معاینه مچ دست

carpals assessment

ارزیابی مچ دست

جملات نمونه

the carpals in the wrist allow for a wide range of motion.

مفاصل دست (کارپل) در مچ دست به فرد اجازه می‌دهند طیف گسترده‌ای از حرکت را انجام دهد.

injuries to the carpals can cause significant pain and swelling.

آسیب به مفاصل دست (کارپل) می‌تواند باعث درد و تورم قابل توجهی شود.

the carpals are essential for proper hand function.

مفاصل دست (کارپل) برای عملکرد صحیح دست ضروری هستند.

doctors often examine the carpals when diagnosing wrist injuries.

پزشکان اغلب مفاصل دست (کارپل) را هنگام تشخیص آسیب‌های مچ دست بررسی می‌کنند.

fractures of the carpals may require immobilization for healing.

شکستگی‌های مفاصل دست (کارپل) ممکن است برای بهبودی نیاز به بی‌حرکتی داشته باشند.

understanding the structure of the carpals is important for anatomy students.

درک ساختار مفاصل دست (کارپل) برای دانشجویان آناتومی مهم است.

carpals are classified into two rows in the wrist.

مفاصل دست (کارپل) در مچ دست به دو ردیف تقسیم می‌شوند.

exercises can strengthen the muscles surrounding the carpals.

تمرینات می‌توانند عضلات اطراف مفاصل دست (کارپل) را تقویت کنند.

carpals play a crucial role in grip and dexterity.

مفاصل دست (کارپل) نقش مهمی در گرفتن و مهارت دارند.

carpals can be affected by repetitive strain injuries.

مفاصل دست (کارپل) می‌توانند تحت تأثیر آسیب‌های ناشی از فشار تکراری قرار گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید