carped the diem
لحظه را غنیمت شمار
carped at fate
سرنوشت را به چالش کشید
carped on life
از زندگی لذت برد
carped about time
در مورد زمان غرغر کرد
carped in silence
در سکوت غرغر کرد
carped for change
برای تغییر غرغر کرد
carped in vain
به طور بیهوده غرغر کرد
carped on dreams
در مورد رویاها غرغر کرد
carped for attention
برای جلب توجه غرغر کرد
carped at others
در مورد دیگران غرغر کرد
he carped about the service at the restaurant.
او در مورد خدمات رستوران غرغر میکرد.
she constantly carped about her workload.
او دائماً در مورد حجم کاری خود غرغر میکرد.
they carped over minor issues during the meeting.
آنها در طول جلسه در مورد مسائل جزئی غرغر میکردند.
my friend always carped about the weather.
دوست من همیشه در مورد هوا غرغر میکرد.
he carped at the new policy changes.
او در مورد تغییرات سیاست جدید غرغر کرد.
she never misses a chance to carp about her neighbors.
او هرگز فرصتی برای غرغر کردن در مورد همسایگانش از دست نمیدهد.
they carped about the lack of communication.
آنها در مورد فقدان ارتباطات غرغر میکردند.
he carped about the delay in the project.
او در مورد تاخیر در پروژه غرغر میکرد.
she often carped about the price of groceries.
او اغلب در مورد قیمت مواد غذایی غرغر میکرد.
he tends to carp whenever things don't go his way.
او معمولاً غرغر میکند هر وقت که事情 طبق میل او پیش نمیرود.
carped the diem
لحظه را غنیمت شمار
carped at fate
سرنوشت را به چالش کشید
carped on life
از زندگی لذت برد
carped about time
در مورد زمان غرغر کرد
carped in silence
در سکوت غرغر کرد
carped for change
برای تغییر غرغر کرد
carped in vain
به طور بیهوده غرغر کرد
carped on dreams
در مورد رویاها غرغر کرد
carped for attention
برای جلب توجه غرغر کرد
carped at others
در مورد دیگران غرغر کرد
he carped about the service at the restaurant.
او در مورد خدمات رستوران غرغر میکرد.
she constantly carped about her workload.
او دائماً در مورد حجم کاری خود غرغر میکرد.
they carped over minor issues during the meeting.
آنها در طول جلسه در مورد مسائل جزئی غرغر میکردند.
my friend always carped about the weather.
دوست من همیشه در مورد هوا غرغر میکرد.
he carped at the new policy changes.
او در مورد تغییرات سیاست جدید غرغر کرد.
she never misses a chance to carp about her neighbors.
او هرگز فرصتی برای غرغر کردن در مورد همسایگانش از دست نمیدهد.
they carped about the lack of communication.
آنها در مورد فقدان ارتباطات غرغر میکردند.
he carped about the delay in the project.
او در مورد تاخیر در پروژه غرغر میکرد.
she often carped about the price of groceries.
او اغلب در مورد قیمت مواد غذایی غرغر میکرد.
he tends to carp whenever things don't go his way.
او معمولاً غرغر میکند هر وقت که事情 طبق میل او پیش نمیرود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید