study carrel
کارِفل مطالعه
private carrel
کارِفل خصوصی
library carrel
کارِفل کتابخانه
carrel desk
میز کارِفل
quiet carrel
کارِفل آرام
shared carrel
کارِفل اشتراکی
carrel space
فضای کارِفل
individual carrel
کارِفل فردی
carrel area
منطقه کارِفل
research carrel
کارِفل تحقیقاتی
she found a quiet carrel in the library to study.
او یک کارول آرام در کتابخانه برای مطالعه پیدا کرد.
the carrel was equipped with a desk and a lamp.
کارول مجهز به یک میز و یک چراغ بود.
he spent hours in his carrel working on his thesis.
او ساعت ها در کارول خود روی پایان نامه اش کار می کرد.
students often reserve a carrel for exam preparation.
دانشجویان اغلب یک کارول را برای آمادگی امتحان رزرو می کنند.
the carrel provided a perfect space for concentration.
کارول فضای مناسبی برای تمرکز فراهم کرد.
she decorated her carrel with photos and notes.
او کارول خود را با عکس ها و یادداشت ها تزئین کرد.
it was hard to find an empty carrel during finals week.
پیدا کردن یک کارول خالی در طول هفته امتحانات سخت بود.
he prefers to work in a carrel rather than a study group.
او ترجیح می دهد در یک کارول به جای گروه مطالعه کار کند.
each carrel has a power outlet for laptops.
هر کارول دارای یک پریز برق برای لپ تاپ است.
the library staff maintains the carrels for student use.
کارمندان کتابخانه کارول ها را برای استفاده دانشجویان حفظ می کنند.
study carrel
کارِفل مطالعه
private carrel
کارِفل خصوصی
library carrel
کارِفل کتابخانه
carrel desk
میز کارِفل
quiet carrel
کارِفل آرام
shared carrel
کارِفل اشتراکی
carrel space
فضای کارِفل
individual carrel
کارِفل فردی
carrel area
منطقه کارِفل
research carrel
کارِفل تحقیقاتی
she found a quiet carrel in the library to study.
او یک کارول آرام در کتابخانه برای مطالعه پیدا کرد.
the carrel was equipped with a desk and a lamp.
کارول مجهز به یک میز و یک چراغ بود.
he spent hours in his carrel working on his thesis.
او ساعت ها در کارول خود روی پایان نامه اش کار می کرد.
students often reserve a carrel for exam preparation.
دانشجویان اغلب یک کارول را برای آمادگی امتحان رزرو می کنند.
the carrel provided a perfect space for concentration.
کارول فضای مناسبی برای تمرکز فراهم کرد.
she decorated her carrel with photos and notes.
او کارول خود را با عکس ها و یادداشت ها تزئین کرد.
it was hard to find an empty carrel during finals week.
پیدا کردن یک کارول خالی در طول هفته امتحانات سخت بود.
he prefers to work in a carrel rather than a study group.
او ترجیح می دهد در یک کارول به جای گروه مطالعه کار کند.
each carrel has a power outlet for laptops.
هر کارول دارای یک پریز برق برای لپ تاپ است.
the library staff maintains the carrels for student use.
کارمندان کتابخانه کارول ها را برای استفاده دانشجویان حفظ می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید