carrousels

[ایالات متحده]/kəˈrəsəl/
[بریتانیا]/ˌkærəˈsɛl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سکو چرخان با اسب‌ها یا اشکال دیگر که کودکان می‌توانند بر روی آن سوار شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

carrousel ride

چرخ و فلک

carrousel display

نمایش چرخ و فلک

carrousel horse

اسب چرخ و فلک

carrousel music

موسیقی چرخ و فلک

carrousel operator

اپراتور چرخ و فلک

carrousel lights

چراغ‌های چرخ و فلک

carrousel attraction

جاذبه چرخ و فلک

carrousel fun

سرگرمی چرخ و فلک

carrousel ticket

بلیط چرخ و فلک

carrousel theme

تم چرخ و فلک

جملات نمونه

the carrousel spins slowly, delighting children.

چرخ فلک به آرامی می‌چرخد و کودکان را سرگرم می‌کند.

we took a ride on the carrousel at the amusement park.

ما یک سفر با چرخ فلک در پارک تفریحی داشتیم.

the carrousel features beautifully painted horses.

چرخ فلک دارای اسب‌های رنگ شده زیبا است.

she captured the moment on the carrousel with a photo.

او لحظه‌ای را در چرخ فلک با یک عکس ثبت کرد.

children laughed as they rode the carrousel together.

کودکان در حالی که با هم سوار چرخ فلک شدند، خندیدند.

the carrousel is a classic attraction at fairs.

چرخ فلک یک جاذبه کلاسیک در نمایشگاه‌ها است.

he won a stuffed animal from the carrousel game.

او یک حیوان عروسکی از بازی چرخ فلک برد.

the lights on the carrousel twinkled at night.

چراغ‌های چرخ فلک در شب چشمک می‌زدند.

they enjoyed ice cream while watching the carrousel.

آنها در حالی که چرخ فلک را تماشا می‌کردند، از بستنی لذت بردند.

the carrousel is a favorite spot for family photos.

چرخ فلک یک مکان مورد علاقه برای عکس‌های خانوادگی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید