The little girl has been pestering her parents to take her to the funfair.
دختر کوچولو والدینش را برای بردن او به نمایشگاه تفریحی آزار داده است.
منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.She befriends a boy called Ged, visits relatives, goes to a funfair.
او با پسری به نام گد دوست می شود، از اقوام دیدن می کند، به نمایشگاه تفریحی می رود.
منبع: The Economist CultureThe bus went up and down like a ride at the funfair.
اتوبوس مانند یک وسیله سرگرمی در نمایشگاه تفریحی بالا و پایین می رفت.
منبع: PU2-U8لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید