carthaginian

[ایالات متحده]/ˌkɑːr.θəˈdʒɪniən/
[بریتانیا]/ˌkɑːr.θəˈdʒɪniən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بومی یا ساکن کارتاژ.
adj. مربوط به کارتاژ یا مردم یا فرهنگ آن.

عبارات و ترکیب‌ها

carthaginian empire

امپراتوری کارتاژی

carthaginian general

ژنرال کارتاژی

carthaginian navy

ناوگان کارتاژی

carthaginian wars

جنگ‌های کارتاژی

carthaginian culture

فرهنگ کارتاژی

carthaginian influence

تاثیرگذاری کارتاژی

carthaginian trade

تجارت کارتاژی

carthaginian tactics

تاکتیک‌های کارتاژی

carthaginian religion

دین کارتاژی

carthaginian art

هنر کارتاژی

جملات نمونه

the carthaginian army was known for its strategic prowess.

ارتش کارتاژی به دلیل مهارت‌های استراتژیک خود مشهور بود.

carthaginian traders established routes across the mediterranean.

بازرگانان کارتاژی مسیرهایی را در سراسر دریای مدیترانه ایجاد کردند.

the carthaginian empire was a major rival to rome.

امپراتوری کارتاژی رقیب اصلی روم بود.

carthaginian culture had a significant influence on north africa.

فرهنگ کارتاژی تأثیر قابل توجهی بر شمال آفریقا داشت.

hannibal was a famous carthaginian general.

هانيبال يک ژنرال کارتاژی مشهور بود.

the carthaginian fleet was formidable during naval battles.

ناوگان کارتاژی در نبردهای دریایی بسیار قدرتمند بود.

carthaginian architecture showcased advanced engineering techniques.

معماری کارتاژی تکنیک‌های مهندسی پیشرفته را نشان داد.

the rivalry between the carthaginian and roman empires shaped history.

رقابت بین امپراتوری‌های کارتاژی و روم تاریخ را شکل داد.

carthaginian artifacts provide insight into ancient societies.

اشیای کارتاژی بینشی در مورد جوامع باستانی ارائه می‌دهند.

the carthaginian legacy continues to be studied by historians.

میراث کارتاژی همچنان توسط مورخان مورد مطالعه قرار می گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید