punic wars
جنگهای پونیک
punic victory
پیروزی فونیقی
punic heritage
میراث فونیقی
punic culture
فرهنگ فونیقی
punic influence
تاثیر فونیقی
punic language
زبان فونیقی
punic city
شهر فونیقی
punic art
هنر فونیقی
punic trade
تجارت فونیقی
punic society
جامعه فونیقی
his punic nature made it hard for him to trust others.
طبیعت پونیک او باعث میشد اعتماد کردن به دیگران برایش دشوار باشد.
she often displayed a punic attitude towards new experiences.
او اغلب رفتاری پونیک نسبت به تجربیات جدید نشان میداد.
the punic response to criticism can hinder personal growth.
واکنش پونیک به انتقاد میتواند رشد شخصی را مختل کند.
his punic behavior in social situations was quite noticeable.
رفتار پونیک او در موقعیتهای اجتماعی کاملاً قابل توجه بود.
many people have a punic fear of public speaking.
بسیاری از مردم از صحبت کردن در جمع ترس پونیک دارند.
her punic instincts often held her back from opportunities.
غریزه پونیک او اغلب مانع از گرفتن فرصتها میشد.
overcoming a punic mindset takes time and effort.
غلبه بر یک طرز فکر پونیک زمان و تلاش میبرد.
he tried to overcome his punic tendencies through therapy.
او سعی کرد با استفاده از درمان، تمایلات پونیک خود را غلبه کند.
a punic attitude can affect relationships negatively.
یک نگرش پونیک میتواند تأثیر منفی بر روابط داشته باشد.
she learned to face her punic fears one step at a time.
او یاد گرفت که ترسهای پونیک خود را یک قدم در هر زمان مواجهه کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید