cascalote

[ایالات متحده]/kæskəˈloʊt/
[بریتانیا]/kæs-kə-ˈlōt/

ترجمه

n. نوعی درخت گرمسیری از خانواده‌ی بادام‌هندی، بومی مکزیک و آمریکای مرکزی.

عبارات و ترکیب‌ها

cascalote fish

ماهی کاسکالوت

cascalote recipe

دستور العمل کاسکالوت

cascalote dish

غذا با کاسکالوت

cascalote sauce

سس کاسکالوت

cascalote flavor

طعم کاسکالوت

cascalote market

بازار کاسکالوت

cascalote catch

گرفتن کاسکالوت

cascalote grill

کباب کردن کاسکالوت

cascalote taco

تاکو کاسکالوت

cascalote flavoring

طعم دهنده کاسکالوت

جملات نمونه

cascalote is a traditional dish in some regions.

کاسکالوت غذایی سنتی در برخی مناطق است.

many people enjoy cascalote during festive celebrations.

بسیاری از مردم از کاسکالوت در جشن های خاص لذت می برند.

cascalote can be served with rice or tortillas.

کاسکالوت را می توان با برنج یا تورتیلا سرو کرد.

cooking cascalote requires fresh ingredients.

پخت کاسکالوت نیاز به مواد تازه دارد.

cascalote has a unique flavor that many love.

کاسکالوت طعم منحصر به فردی دارد که بسیاری آن را دوست دارند.

she learned to make cascalote from her grandmother.

او یاد گرفت کاسکالوت را از مادربزرگش درست کند.

cascalote is often paired with spicy sauces.

کاسکالوت اغلب با سس های تند همراه است.

he introduced his friends to the joys of cascalote.

او دوستانش را با لذت های کاسکالوت آشنا کرد.

cascalote can be a great appetizer for gatherings.

کاسکالوت می تواند یک پیش غذای عالی برای جمع شدن ها باشد.

she enjoys experimenting with different cascalote recipes.

او از آزمایش دستور العمل های مختلف کاسکالوت لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید