roca

[ایالات متحده]/ˈrəʊ.kə/
[بریتانیا]/ˈroʊ.kə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقطه‌ی غربی‌ترین سرزمین اصلی اروپا واقع در پرتغال

عبارات و ترکیب‌ها

rocky roca

سنگ سخت

roca verde

سنگ سبز

roca grande

سنگ بزرگ

roca alta

سنگ بلند

roca blanca

سنگ سفید

roca suave

سنگ نرم

roca dura

سنگ سخت

roca seca

سنگ خشک

roca fría

سنگ سرد

roca antigua

سنگ باستانی

جملات نمونه

she found a beautiful roca on the beach.

او یک روکا زیبا در ساحل پیدا کرد.

the artist used roca to create stunning sculptures.

هنرمند از روکا برای ایجاد مجسمه‌های خیره‌کننده استفاده کرد.

we climbed the roca to get a better view of the valley.

ما روکا را بالا رفتیم تا منظره بهتری از دره داشته باشیم.

he painted a landscape featuring a massive roca.

او مناظری را با تصویری از یک روکا بزرگ نقاشی کرد.

the roca formations in the desert are fascinating.

شکل‌گیری‌های روکا در صحرا جذاب هستند.

they discovered ancient carvings on the roca.

آنها حکاکی‌های باستانی روی روکا کشف کردند.

the roca was a perfect spot for a picnic.

روکا مکانی عالی برای پیک نیک بود.

she collected different types of roca for her geology project.

او انواع مختلف روکا را برای پروژه زمین‌شناسی خود جمع‌آوری کرد.

the children played near the large roca by the river.

کودکان در نزدیکی روکا بزرگ کنار رودخانه بازی کردند.

he enjoys hiking around the roca in the national park.

او از پیاده‌روی در اطراف روکا در پارک ملی لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید